سلامت انسان و رسانه (۵)

انتشار یافته در تاریخ: ۲۶ بهمن ۱۳۹۲

 مقاله پنجم: رسانه‌ها و جهت‌دهی به دنیای ذهنی مخاطب

PDF_wavyico  رسانه ها چگونه علی رغم تضادهای درونی، مخاطبان خود را حفظ می کنند؟بایستی اذعان کرد که با توجّه به نگرش مصنوعی ارائه شده توسّط رسانه‌های سرمایه‌داری، حفظ کردن دائمی مخاطبان با وجود تلاش فراوان این رسانه‌ها همیشه آسان نیست، زیرا این خطر وجود دارد که رشد طبیعی و تدریجی قدرت تعقّل و منطق و میل به مشارکت اجتماعی، افراد را به طرح سؤال در خصوص افکار القا شده و خروج از فضای توهّمی رسانه بکشاند. در چنین فضایی، گردانندگان برای حفظ مخاطبانی که به سوی آنان آمده اند، ناگزیر بایستی به تحمیق آن ها کمک کنند. یکی از این ابزار، تغذیه مخاطبان متلاطم با شبه منطق ها است. این نوع اطلاعات به واسطه گزینش و چینش خاص رسانه قرار است به نتیجه ای از پیش طرّاحی شده در ذهن مخاطب منجر شوند. در نتیجه مخاطب گمان می نماید که با فکر و تحلیل خود به آن نتایج رسیده است. همچنین وقتی مخاطبین را در جهت منافع گردانندگان به کار خاصی ترغیب می کنند، معمولاً مخلوطی از اطلاعات درست و غلط ارائه می گردد، که بخشی از آن قابل مشاهده و تصدیق و بخشی دیگر تحریف شده است. به این ترتیب فضایی مصنوعی در ذهن مخاطب ترسیم می گردد و فرد در آن به ایفای نقش برنامه ریزی شده می پردازد، این در حالی است که احساس می کند در جامعه نقشی واقعی، آگاهانه و به سود جامعه ایفا می نماید.

به این ترتیب، این رسانه ها ناگزیر باید در برابر فرایند طبیعی رشد روانی انسان، از جمله در مقابل رشد ساختار مدیریتی او، و قدرت تحلیل و تفکّر او صف آرایی نمایند. روان شناسان و متفکران متعددی در غرب و شرق، در خصوص خطر تقابل با رشد طبیعی روانی انسان در تمدّن صنعتی و سرمایه داری و بیماری های ناشی از آن هشدار داده اند.

یک راه رایج برای کاهش قدرت تحلیل در مخاطب، مواجه ساختن ذهن با انبوهی از اطلاعات است، پدیده ای که به سریز اطلاعاتی[۱]  معروف است و به گفته آلوین تافلر یکی از موانع اصلی ذهن در پردازش ورودی ها و یافتن حقیقت است:

وقتی شخص ناگهان در موقعیتی قرار داده می شود که به سرعت و با الگویی نامنظم در حال تغییر، یا کاملاً بدیع و جدید است،… دقت پیش بینی او (نسبت به وقایع) کاهش می یابد. او دیگر قادر به انجام ارزیابی های صحیح عقلانی، که رفتارهای معقول بر پایه آن ها شکل می گیرند، نخواهد بود.

شاید این که بنا بر گفته رئیس صدا و سیمای کشور، بیش از سه هزار شبکه ماهواره ای بر ایران متمرکز شده، و با موضوعاتی که طیفی از تحریک غرایز تا ارائه تحلیل های سیاسی اجتماعی را شامل می شود به ارائه برنامه می پردازند، از همین منظر قابل درک باشد.

گری کراس، نویسنده کتابی با عنوان تبدیل مردان به پسران؛ ناپختگی مدرن، به تعویق بلوغ عقلانی و شخصیتی در سبک زندگی امروزی کشورهای صنعتی اشاره می کند و می نویسد:

شاید بتوان مشکل مورد بحث را به عنوان ترکیبی از نزول علائم بلوغ ذهنی (پختگی) و افزایش تجارت “چیزهای باحال”[۲]   توصیف نمود.  استدلال یکی از فیلسوفان به نام بروس ویلشایر آن است که محو شدن آدابی که مردان و زنان را با افزایش سن به تدریج عمیقاً در طبیعت و زندگی اجتماعی مشارکت داده و پایبند می ساخت، به نوعی نیاز دوره ای به ضربان لذّت منتهی شد که به سادگی از طریق کالا های تجاری (مانند فیلم ها و بازی های کامپیوتری) تأمین می شود. از سوی دیگر، وقتی افراد این لذّت و رضایت (کاذب) را با این حجم بالا و در همان سال های اولیه جوانی (از طریق کالاهایی که در فرهنگ مصرف گرایی به آنان عرضه می شود) به دست آورند، در همان مرحله از رشد خود متوقف می شوند، زیرا از تعقیب رضایت های درونی بزرگ تری که از کار و زحمت طولانی و مخاطره پذیری بیشتر به دست می آید بازمی مانند، و به این ترتیب است که بلوغ ذهنی آنان کلید نمی خورد. البته آسان است که در همه این  مسائل جوان را سرزنش کنیم و از “وادادن” او در برابر وسوسه های فرهنگ مصرف شکوه کنیم، یا در عین افسوس خوردن، برای جبران احساس فقدان علائم بلوغ ذهنی در جوانانمان، دنیایی ساختگی را به رسمیت بشناسیم که درونمایه آن تهاجم و خودنمایی است، اما این هم کاری از پیش نمی برد [۱].

از سال ۱۹۵۰ میلادی به بعد در کشورهای صنعتی فرهنگی در تبلیغات به وجود آمد که با دامن زدن به لذّت گرایی، جوانان را برای خرید و بهره مند شدن از کالاها رودرروی والدین قرار داد. در واقع به نظر می رسد که خانواده هم، که کانون طبیعی رشد عاطفی و عقلانی انسان است، محبوب فرهنگ سرمایه داری نیست، زیرا اهداف و ارزش های طبیعی و ذاتی خانواده همسو با اهداف مصرف گرایانه نیست و از این رو در برابر تسلیم شدن جامعه به مصرف گرایی مقاومت می کند. خانواده با مهار خواسته های لحظه ای کودکان و نوجوانان توسط تجربه والدین، از رونق بازار کالاهای هیجان  مدار می کاهد. خانواده همچنین با رشد دادن انسان مستقل و متکی به داشته های عاطفی درونی، او را در برابر اعتیاد به مصرف  ناشی از کمبودهای عاطفی و فقدان عزت نفس مقاوم نموده، و با پشتیبانی و حمایت خود او را از تبدیل شدن به یک نیروی کار ماشینی “بی‌دفاع” و “بی دردسر” حفظ می‌کند.

۱٫ G. Cross, Men to Boys- The making of modern immaturity, Columbia University Press, 2008.



[1] Information overload (also known as infobesity or infoxication)
[2] Commercialization of  the Cool

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تلاش علمی خستگی‌ناپذیر

استاد ساویز کار تخصصی خود را در رشته مهندسی آغاز کردند و پیشینه موفقی شامل بیش از بیست و پنج سال مدیریت تولید ماشین آلات صنعتی در کشور دارند. همزمان با توجه به گرایش عمیق به مطالعات انسانی، تحصیلات خود را در حوزه جامعه شناسی و سپس روانشناسی دنبال کردند. در فاصله سالهای 1386 تا 1390 عهده دار مدیریت مرکز مشاوره دانشگاه علم و صنعت و نیز مشاور دانشکده مهندسی برق در ارتقای فضای انسانی و پیشرفت علمی بوده و امروز ضمن ادامه تحقیقات خود، به عنوان مشاور اجتماعی معاونت فرهنگی دانشگاه به اجرای طرح هایی برای رشد پویایی و انگیزه علمی و سلامت دانشجویان مشغول هستند. علائق تحقیقاتی ایشان در حال حاضر در حوزه روانشناسی خانواده ، و روانشناسی اجتماعی و محیطی با تکیه بر محیط‌های آموزشی و فضای انسانی دانشکده ها و ارتباط ساختار و کیفیت آن ها با انگیزش و سلامت فراگیرندگان است. ایشان هرروزه سهم مهمی از وقت خود را به مطالعه و ارائه مشاوره اختصاص می دهند.