بخش فراموش شده هویت علمی ما

انتشار یافته در تاریخ: ۱۴ فروردین ۱۳۹۳

PDF_wavyico  این مقاله با نظر به بازیابی احساس هویت علمی در دانشجوی ایرانی، نگاهی جدید به منابع علمی تمدن اسلامی (که ایران با زایندگی بالای علمی در قلب آن قرار داشت) عرضه می‌کند و نشان می‌دهد که بسیاری از جنبه‌های بسیار مفید این منابع کاملاً از دید جامعه علمی و دانشگاهی امروز ما پنهان مانده است. نوشته حاضر می‌کوشد به دو سوال اساسی پاسخ دهد: اول آن که دلایل لزوم آشنایی عمیق‌تر دانشجویان با این منابع چیست؟ واقعیت آن است که برخی بر این نظرند که این منابع متعلق به گذشته‌اند و نگاه به آینده را مغایر با توجه به این منابع می‌دانند. این مقاله در این خصوص که حرکت به سوی آینده از چه جهاتی با گذشته ما مرتبط خواهد بود، از وجوه مختلف به بحث و بررسی می‌پردازد. به عنوان محور دوم، این مقاله این پرسش را مورد توجه قرار می‌دهد که آیا رفتن به سراغ منابع دست اول تاریخ مدون علمی ما، چیزی بیشتر از آنچه در کتب درسی امروز  به اجمال آمده و بیان آن گاهی به صورت کلیشه و عادت درآمده است، در بر خواهد داشت؟ ممکن است این گمان وجود داشته باشد که در دستاوردهای پیشینه علمی ما، فاصله با علوم روز چنان زیاد است که جای ذکری برای آنها باقی نمی‌گذارد. در این مقاله با رجوع مستقیم به منابع و جمع‌آوری و تنظیم نمونه‌ای از اطلاعات، صحت یا عدم صحت این مطلب بررسی شده و به علل تاریخی غفلت ما از این منابع اشاره شده است. انتظار می‌رود این نتایج به تحول سازنده در برنامه دروس یاری رساند.

واژههای کلیدی:  هویت، تاریخ علم، تمدن اسلامی، اهداف و آینده جامعه علمی.

۱-  مقدمه

در خصوص تاریخ علمی ایران و آثار دانشمندان معروف آن  مطالبی که در این خصوص در کتب درسی دوران متوسطه آمده است، اغلب در حد بیوگرافی مختصری است که اذهان را با چند نام و تاریخ آشنا می‌کند. اگر تنها بهره ما از این مفاخر علمی، افتخار باشد، و این پیشینه نتواند برای امروز و فردای ما نقشی ایفا کند و به کارآید، حق است پرسیده شود که چه لزومی برای عمیق‌تر شدن در این زوایا از تاریخ گذشته است؟ چنان که نشان داده خواهد شد، به نظر می‌رسد برای ما به عنوان مسلمان ایرانی، مسئله پیشینه علمی ما صرفاً یک مطالعه تاریخی و غرور ملی نیست، بلکه ارتباط ما با این بخش از گذشته خویش، مربوط به خودباوری امروز و جهت‌گیری صحیح برای فردا است.

 به منظور تشریح بیشتر این مطلب، این مقاله در سه بخش تنظیم شده است. پس از این بخش، در بخش دوم بحثی پیرامون لزوم نگاه عمیق‌تر به میراث علمی ارائه شده است. آیا این میراث به کار آینده ما خواهد آمد؟ و اگر پاسخ مثبت است، چگونه؟ بخش سوم تلاشی است برای درک آن که این میراث علمی تا چه اندازه با علومی که امروز در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود مرتبط است؟ آیا آین علوم به قدری قدیمی و کهنه‌اند، که جایی برای طرح آن‌ها باقی نمی‌ماند؟ روش تحقیق در این مرحله مراجعه مستقیم به منابع دست اول علم علوم و مهندسی در ایران اسلامی بوده است. چنان که نشان داده خواهد شد، نتایج این بخش به طرز اعجاب آوری عکس این تصور را ثابت می‌کند. در واقع، بسیاری از مبانی و اختراعاتی که امروزه در دانشگاه‌ها بدون نام یا به نام دیگران ندریس می‌شود، در دستاوردهای این میراث علمی یافت می‌شود و می‌توان یافته‌های علمی امروز را در ادامه آن دستاوردها دانست. به این ترتیب، برای کسی که با این منابع تاریخ علمی مستند آشنا شود، این سوال پدیدار می‌گردد که چگونه تا این اندازه فاصله و ناآگاهی نسبت به این پیشینه علمی وجود دارد، و چرا در کتب درسی و دانشگاهی ما نامی از پایه‌گذاران این علوم نیست؟ بخش چهارم می‌کوشد تحلیلی از علل دوری ما از این میراث به دست دهد.

۲-  چه لزومی برای نگاه عمیق‌تر وجود دارد؟

غیر از تعدادی از رشته‌های علوم انسانی، بخش قابل توجهی از منابع مورد مطالعه دانشجویان ما به خصوص در دانشکده‌های فنی و پزشکی، منابع و کتب درسی تألیف شده در کشورهای غربی است. در نتیجه اگر دانشجوی ما از کارهای بزرگی که در دوره تمدن اسلامی در علم و فناوری صورت گرفته (و بعدها پایه توسعه علمی و تأمین کننده ایده‌های اساسی برای انقلاب صنعتی گردید) آگاه نباشد، “علم” را به تمامی از غرب خواهد دید و نقش فرهنگ خویش را در دستاوردهای بشری درک نخواهد کرد.  این مطلب از دو جهت حائز اهمیت است:

۱- اگر دانشجوی ما با پیشینه ارزشمند خود، و با روحیه سرشار علمی و فرهنگی که در تمدن اسلامی به اوج رسید آشنا گردد و بداند که سیر علم امروزی بر پایه همان میراث علمی است، می‌تواند از دام بزرگ‌بینی علم و فناوری غرب آزاد شود، با اعتماد به نفس خود را در علم امروز صاحب اثر بداند، با شهامت مطالب جدید بر آن بیفزاید و بر مسیر آن اثر بگذارد. ما باید ضمن همکاری با سایر بخش‌های جهان علمی امروز، جایگاه خود را در آن بازشناسی کنیم و جوان ما این احساس را به دست آورد که در این حرکت علمی محلی دارد که متعلق به اوست، و بنا نیست صرفاً ناظر و تعقیب کننده کارهای دیگران باشد.  بنابراین اولین نتیجه این مطالعه، خودباوری است.

۲-عدم شناخت پیشینه خویش، ما را از نظر خط و مشی تحقیقات علمی و نحوه نگاه به علم، صرفاً دنباله‌رو مسیر کشورهای صنعتی امروزی قرار می‌دهد. ما بدون حافظه تاریخی خود، در دنیای علم امروز ناگزیریم نحوه نگاه به علم را از دیگران بیاموزیم. از سوی دیگر شکی نیست که فلسفه و جهان‌بینی هر قومی بر جهت‌گیری‌های آنان اثر می‌گذارد. در جهت‌گیری و سیاست‌گزاری علمی نیز، مسیر کشوری که بسط سلطه بر طبیعت و انسان‌ها را هدف قرار می‌دهد، با مسیر علمی کشوری که رشد انسان‌ها را هدف دانسته و در عین حال به عناصر دفاعی لازم نیز توجه دارد، متفاوت خواهد بود. به نظر می‌رسد ما در بسیاری از موارد همپایی با تکنولوژی روز را هدف گرفته‌ایم و از این رو همانند کاروانی که در پشت کاروان فناوری برخی کشورها حرکت می‌کند هم از انتخاب مسیر محروم مانده‌ایم و هم با تعقیب گام به گام کاروان مقابل، امکان دیدن عاقبت این راه و حتی سبقت را از خود سلب کرده‌ایم. ما باید به روزی فکر کنیم که تنها تعقیب‌کننده هر پدیده جدیدی که آنان می‌سازند نباشیم، بلکه بر اساس نیاز خود زمینه‌های جدیدی ایجاد نموده، و بر مبنای آن کار تعریف کنیم. پس به نظر می‌رسد که برای انتخاب مسیر خویش و به دست گرفتن سرنوشت خود در جهان امروز نه تنها به استقلال سیاسی، بلکه به استقلال فکری نیز نیازمندیم. اما آیا برای این استقلال فکری، باید از صفر شروع کرد؟ قطعاً چنین نیست، چرا که ما ملتی بی‌ریشه نبوده‌ایم، و پیشینه‌ای غنی در علم داریم. از طرفی درصدد نفی دستاوردهای مفید دیگر ملل نیز نیستیم، از این رو لازم است با قدرت اندیشه در سنت علمی خویش و سنت علمی غرب دقیق شویم و راه امروز خود را پیدا کنیم.

علم در نگاه دانشمندان مسلمان دو کارکرد عمده داشت؛ اول آن که وحدت جهان آفرینش در آن بازتاب یابد به گونه‌ای که انسان را به کشف و شناخت بیشتر نشانه‌های خداوند  برساند، و دوم آن که در کاربرد منجر به رشد و رفاه بشر گردد. باور به سرمنشأ توحیدی علم و این که کاربرد آن باید در مسیر رضایت خداوند باشد، همواره همراه آموزش علوم طبیعی بود و از مجموعه‌ جهان تصویری به هم‌پیوسته و معنادار را در پیش چشم دانشمند مسلمان قرار می‌داد. این نگرش که ریشه در نگاه توحیدی به جهان دارد، از مواردی بود که اروپائیان به دلایلی سیاسی و اجتماعی مربوط به جوامع خود از دست دادند. اعتقاد بسیاری از محققین بر آن است که اگر امروز علم در دست قدرتمندان به ابزار تخریب و سلطه بدل شده است به دلیل همین جدایی از توحید و جهان‌بینی توحیدی است. امروزه در دانشگاه‌های ما و به تبعیت از نگرش‌های وارد شده به همراه علوم تجربی از غرب،  مفهوم هدف توحیدی برای علم بسیار رقیق شده و تقریباً غایب است.

اهمیت مطالعه تمدن اسلامی برای نسل امروز ما آن است که بدانند جاری شدن علم در بستر نگاه توحیدی به جهان امکان‌پذیر است و حاصل آن تمدنی عظیم و پویا خواهد بود .  این نقطه مطلوب نه تنها انسجام فکری و هم‌راستا شدن جهان‌بینی و عمل را برای ایرانی در بر خواهد داشت، بلکه هویت ریشه‌دارش  را نیز به او بازمی‌گرداند.

از آن چه گفتیم ضرورت توجه به درک و ارائه تاریخ کشورمان و تاریخ تمدن اسلامی به خصوص در دانشکده‌های علوم پایه، فنی یا پزشکی، که کم‌تر از این برنامه‌ها بهره‌مند هستند، روشن می‌گردد. در واقع داشتن فرصتی برای مطالعه تاریخ کشورمان در دوران دانشجویی مفیدتر از دوران دبیرستان به نظر می‌رسد، چه در این دوران است که دانشجویان از خود می‌پرسند چرا فلان کشور پیشرفته صنعتی امروز در صنعت و اقتصاد خود در این سطح است و کشور ما  در آن سطح دیگر. در واقع ارائه تاریخ برای دانشجویان، دیگر به صورت یک درس “حفظی” دوران دبیرستان عمل نخواهد کرد بلکه به سؤالات اساسی آن‌ها پاسخ خواهد داد.

امروزه فناوری به عنوان بخش عمده‌ای از جلوه‌های تمدن غرب معرفی می‌گردد. بسیاری از دانشجویان دانشکده‌های فنی از کارهای مهندسی و فناوری ایجاد شده در دوران تمدن اسلامی آگاه نیستند. مروری بر این کارهای مهندسی سابقه اختراع پمپ ، استفاده از نیروی محرکه آب (چرخ و آسیای آبی)، انتقال نیرو با چرخ دنده و… را به ما نشان می‌دهد (الجزری، ر.ک. مراجع). طرح‌هایی که چند صد سال بعد در عرصه اروپای صنعتی عرضه گردید بسیار مشابه این طرح‌ها می‌باشد. در کنار کارهای ابوعلی سینا در طب، داروسازی و گیاهان دارویی لازم است کارهای برجسته او رادر زمینه فیزیک و مکانیک یادآور شویم. ابوعلی سینا در علم مکانیک، نظریه دقیق و مفصلی در حرکت به وجود آورده و ضمن بیان آن‌چه ما به عنوان قانون اول نیوتن می‌شناسیم، مفهوم اندازه حرکت (Momentum) را اول بار با نام “مِیل” مطرح کرده که مقدمه پیدایش قانون دوم نیوتن است(Sayili,1978). استفاده شیخ بهایی از پدیده تشدید در مهندسی بنا،  مهندسی اعجاب آور گنبد مسجد امام از نظر انتشار صوت، استفاده کردن او از بیوگاز در گرم‌کردن حمام عمومی(دامادی،۱۳۸۵)، و لعاب دیرپا و شفاف کاشی‌های مساجد که عمر و دوام آن‌ها به مراتب بیش از کاشی‌های معتبر امروزی است، تنها چند مثال از موارد بی‌شمار است. در نزد این دانشمندان که پیشینه علمی ما هستند علم و جهان‌بینی توحیدی از هم جدا نیست و این دو دنباله طبیعی هم هستند. بررسی آثار آنان گویی دریچه‌هایی از دنیای جدیدی به روی ما می‌گشاید که در آن علم و مهندسی با تلقی تعالی جویانه از جهان و انسان پیوند خورده است.  قطعاً رویکرد نوآورانه ایران امروز به علم و معرفت باید این نگاه رشدیافته و هدفمند به علم و فناوری را در پرورش‌یافتگان خود دوباره احیا نماید. بایستی در جهان امروز که افراد را صرفاً “متخصصین تک‌بعدی” بار می‌آورد، دانشجویان را در کنار مباحث معمول در هر رشته، با علوم انسانی، به خصوص تاریخ، تاریخ علم، و جامعه معاصر خویش آشنا ساخت و در سیاست‌گزاری علمی و آموزشی به نیازهای کشور توجه کرد.

۳- رجوع به منابع اصلی

شاید بیشتر جوانان ما تنها همین قدر بدانند که دوره‌ای به نام تمدن اسلامی وجود داشته است و دانشمندانی همچون ابوعلی سینا، جابربن حیان و زکریای رازی انسان‌های بزرگی در تاریخ ما بوده‌اند. آیا این مقدار کافی است؟ آیا ما حق مطلب را در این زمینه ادا کرده‌ایم؟ رشدیافتگی دانش و مهندسی در دوران اسلامی، و این که نوآوری‌های علمی و مهندسی در غرب بر پایه آن بنا شده است، برای ما و جوانان ما صرفاً در حد یک خبر باقی مانده است. ذکر نمونه‌های عملی و استناد به کار آن‌ها در کتب درسی ما غایب است، حال آن‌که بسیاری از کارهای آنان بدون بیان نام‌شان، و یا به نام دانشمندان اروپایی که کار آنان را به نام خود ثبت کردند، تدریس می‌شود.  از این رو مطالبی که در این‌جا می‌آید شاید برای بسیاری از دانشجویان ما ناگفته باشد.

قبل از ورود به صفحات بعد لازم است نکته‌ای را متذکر شویم: بدون شک نگاه اسلام به علم و فناوری در این رشد نقشی انکارناپذیر داشته، و در این میان ایرانیان با تلاش زیاد خود در این عرصه درخشیدند. بسیاری از آثار این دانشمندان به زبان عربی است، که زبان قرآن است، و هم از این رو، زبانی که می‌توانست وحدت علمی را در سراسر جهان اسلام برقرار سازد.

برای درک گستردگی این دستاوردها نگاهی به مطالب زیر مفید به نظر می‌رسد. مؤلفین وظیفه خود می‌دانند که یادآوری نمایند، آن چه در این جا در مورد هر یک از دانشمندان آمده است تنها در حد نگاهی گذرا بر بعضی از کارهای آنان است، و به هیچ وجه بازتاب کاملی از کار آنان یا حتی جمع‌بندی فشرده‌ای از آن نیست.

از قدیمی‌ترین مطالبی که در زمینه کارهای مهندسی و ساخت ابزار در تاریخ ثبت شده است، می‌توان به کارهای هِرون و ویتروویوس یونانی اشاره کرد. با ظهور اسلام و نگاه روشن آن به علم و توسعه، تا مدتی قریب ۲۵۰ سال بسیاری از آثار علمی و مهندسی از نقاط مختلف دنیا جمع‌آوری و در سرزمین‌های مسلمانان ترجمه شد. مسلمانان از این مواد اولیه که نتیجه تعقل و تفکر بشری تا آن زمان بود به خوبی استفاده کردند و علم و تمدن بشری را تا  ده قرن بعد به پیش بردند.

از مهندسان تمدن اسلامی می‌توان به بنوموسی، فخرالدین رضوان بن محمد الساعاتی، الجزری، خازنی، عباس‌ابن‌فرناس و تقی‌الدین اشاره کرد. کارهای آنان متناسب با نیاز زمان، ابزار کشاورزی، ابزار توزین، قفل‌های رمزدار مخصوص، پمپ‌های جدید و چرخاب‌ها، فواره‌ها و ظروف خودکار، ساعت‌های آبی و شمعی و … را در برمی‌گیرد.

الجزری(قرن ششم هجری) در کتاب خود به شرح قطعه به قطعه اختراعات خود می‌پردازد(ناطق، ۱۳۸۰). ایده‌های محوری و بنیادی او در مهندسی مکانیک، در کتب درسی امروز بدون اشاره به نام او مطرح می‌شود (شکل ۱و۲).

Aljazari_UnidirectionalWheel

با در نظر گرفتن گسترش فناوری در جهان امروز پس از آغاز انقلاب صنعتی در انگلستان (۱۷۶۹م.)،  پدیده‌هایی همچون موتور بخار، موتور‌های احتراق داخلی یا کنترل الکترونیک همگی سابقه‌ای کم‌تر از ۲۵۰سال دارند. ایده زمان‌بندی چهار محفظه جداگانه در موتور احتراق داخلی را که به منظور یکنواخت کردن حرکت چرخشی موتور در مقایسه با موتور یک محفظه‌ای به کار می‌رود، می‌توان در کار الجزری (در حدود ۸۰۰سال پیش) مشاهده کرد، که در آن برای یکنواخت‌تر شدن انتقال مایع در دستگاه خود، از چهار محفظه جدا با زمان‌بندی مناسب استفاده می‌کند. این زمان‌بندی از طریق چرخ‌دنده‌هایی اعمال می‌شود که تنها در بخشی از محیط خود دندانه دارند(شکل۲). او همچنین به ساخت آدم‌واره‌هایی اشاره می‌کند که با نیروی آب، کارهای مشخصی انجام‌ می‌داده‌اند(ناطق، ۱۳۸۰). الجزری ۵۰اختراع خود را در کتابش شرح داده است. در بین آن‌ها یک ساعت بزرگ آبی برای شهر با نوازندگان خودکار دیده می‌شود که ساختار پیچیده‌ای دارد.

Aljazari_JaryaneYeknavakhtAljazari_PistonPump

الخازنی (دانشمند و مهندس سده پنجم و ششم هجری) در کتاب خود “میزان الحکمه” ضمن اشاره به انواع ترازوهای گذشته با حفظ امانت‌داری و ذکر اسامی و نقد آن‌ها (نمونه‌ای بسیار جامع و زیبا از اصول نگارشی که ما امروز در پایان‌نامه‌ها به کار می‌گیریم)، در نیم دیگر کتاب خود ترازوی دقیق‌تر و کامل‌تر خود را عرضه می‌کند و در خصوص مرکز ثقل قطعات صحبت می‌کند.

Reconstruction

حضور ابوعلی‌سینا در حوزه فیزیک: قانون “میل”

ابوعلی سینا (دانشمند، فیلسوف، طبیب و مهندس ایرانی) اول بار مفهوم اندازه حرکت  (momentum) را  در فیزیک معرفی کرد:

 In mechanics, Ibn Sīnā developed an elaborate theory of motion, in which he made a distinction between the inclination and force of a projectile, and concluded that motion was a result of an inclination (میلmayl) transferred to the projectile by the thrower, and that projectile motion in a vacuum would not cease. He viewed inclination as a permanent force whose effect is dissipated by external forces such as air resistance. His theory of motion was thus consistent with the concept of inertia in Newton’s first law of motion. Ibn Sīnā also referred to mayl to as being proportional to weight times velocity, a precursor to the concept of momentum in Newton’s second law of motion. Ibn Sīnā’s theory of mayl was further developed by Jean Buridan in his theory of impetus.

In physics, Ibn Sīnā was the first to employ an air thermometer to measure air temperature in his scientific experiments. (Sayili,1978).

 

 Buali“در علم مکانیک، ابن سینا نظریه دقیق و مفصلی در حرکت به وجود آورد، که در آن بین نیروی وارد بر یک جسم و “میل” جسم به حرکت (که ما امروزه آن را اندازه حرکت می­‌نامیم) تمایز قائل شده بود. [در بررسی­‌های قبل از او، حرکت را نتیجه نیروی وارد بر جسم می­‌دانستند، لذا برای ادامه حرکت جسمی که در فرایند پرتاب از دست جدا می­‌شد توجیه مستقیمی نداشتند و مثلاًمی­‌گفتند نیروی مذکور از فشار هوا در پشت پرتابه تأمین می­‌شود.]  به این ترتیب او نتیجه می­‌گرفت که حرکت نتیجه “میل” ای است که توسط پرتاب­‌کننده به جسم انتقال یافته و حرکت در خلأ هم ادامه خواهد یافت. او “میل” را به صورت نیرویی دائمی می­‌نگریست که اثر آن توسط نیروهای خارجی ازجمله مقاومت هوا تلف می­شود. از این رو نظریه حرکت او با مفهوم (اینرسی) در قانون اول نیوتن سازگار است.

 ابن سینا  همچنین میل را متناسب با حاصل‌ضرب سرعت و وزن جسم معرفی کرد، که در واقع مقدمه پیدایش مفهوم اندازه حرکت در قانون دوم نیوتن است. نظریه­‌ی “میل” ابن سینا بعدها توسط Jean Buridan  در نظریه فیزیکی “ضربه” توسعه یافت.

در فیزیک، ابن سینا اولین کسی بود که از یک دماسنج هوایی برای اندازه­ گیری دمای هوا در آزمایش­‌های علمی خویش استفاده کرد.”

 

کتب او تا سده‌ ‌اخیر  همچنان در دانشگاه‌های جهان به عنوان کتاب درسی مورد استفاده بوده است. ابن سینا پدیده‌های مختلف طبیعی را در آثار خود تحلیل کرده است. کارل بنیامین بویر (مورخ تاریخ علم-۱۹۰۶ تا ۱۹۷۶م.) درک ویژه ابن‌سینا را از پدیده رنگین‌کمان چنین بازگو می‌کند:

 “Independent observation had demonstrated to him that the bow is not formed in the dark cloud but rather in the very thin mist lying between the cloud and the sun or observer. The cloud, he thought, serves simply as the background of this thin substance, much as a quicksilver lining is placed upon the rear surface of the glass in a mirror. Ibn Sīnā would change the place not only of the bow, but also of the color formation, holding the iridescence to be merely a subjective sensation in the eye” (Sayili,1978).

“مشاهدات مستقل به او نشان داده بود که رنگین‌کمان نه در ابر سیاه، بلکه در همان مه بسیار رقیقی تشکیل می‌گردد که بین ابر و خورشید یا ناظر قرار داشت. او چنین اندیشید که ابر تنها به عنوان زمینه این ماده رقیق عمل می‌کند، همان‌طور که یک پوشش جیوه را بر سطح پشت شیشه آینه می‌نشانند. ابن سینا در نظریه خویش نه تنها محل رنگین کمان را (نسبت به تصور پیشین) تغییر داد، بلکه محل تشکیل رنگ‌ها را نیز جابه‌جا کرد و تغییر رنگ‌ها را در صورت حرکت، یک احساس ذهنی برخاسته از چشم دانست.”

جابربن حیان دانشمند بزرگ ایرانی (در غرب او را به نام Geber می‌شناختند) دستگاه تقطیر را برای تفکیک مایعات مختلف از هم بر اساس تفاوت دمای جوش اختراع کرد، همان ساختاری که امروزه در پالایشگاه نفت برای تفکیک اجزای نفت به کار می‌رود. بسیاری از ابزار و فرایندهای امروزی در آزمایشگاه‌ها ساخته و پرداخته اوست، کشف اسید اوریک و اسید نیتریک از نتایج کارهای اوست. او با تأکید بر “آزمایش روش‌مند”  علم شیمی را به صورت علمی سامان‌یافته عرضه کرد (مراجع اینترنتی، شماره ۱).

ما در این گفتار مختصر مباحث متعددی را به علت بضاعت اندک جا و زمان فروگذاشتیم. صحبت از کارهای مسلمانان در استفاده از نفت، تلاش برای پرواز (ابن فرناس) و ساخت گلایدر در حدود هزار سال قبل از برادران رایت، درک کروی بودن زمین سال‌ها قبل از گالیله(Vallely,2006)، ساخت و تحلیل اساس نوعی دوربین توسط ابن‌هیثم و … در این مقاله مختصر نمی‌گنجد. خواننده علاقه‌مند می‌تواند به مراجع مورد اشاره رجوع نماید.

۴- علل غفلت از میراث علمی ما

در حوالی سال‌های ۱۲۰۰میلادی در اروپا قرون وسطی حاکم بود. روش اداره جامعه در اروپا و پرهیز حاکمیت کلیسا از فضای باز فکری و عقلانی، جامعه را در بی‌خبری و بی‌سوادی نگه می‌داشت و حاصل نظام زمین‌داری حاکم بر اروپا، فقر و گرسنگی بخش عمده‌ای از مردم بود. حاکمیت کلیسا با استفاده از همین گرسنگی، مردم  را برای جنگ‌ و تسخیر سرزمین‌های اسلامی تشویق کرد. گروه بزرگی از رعایای گرسنه و شوالیه‌های جنگ‌جو به سمت سرزمین‌های اسلامی سرازیر شدند و با استفاده از رخوت و تفرقه‌ای که در حاکمین سرزمین‌های اسلامی وجود داشت، بیت‌المقدس را به تصرف خود درآوردند. جنگ‌های صلیبی تا ۹ جنگ ادامه یافت و صلیبیان سرزمین‌های به‌دست آمده را از دست دادند (بورلو، ۱۳۸۶: ۲۲۱). با این حال آمدن آنان به سرزمین‌های اسلامی و مشاهده بناهای بزرگ، فنون و مهارت‌های پیشرفته و شهرهای آباد و گسترده، درب‌های دنیای جدیدی را به روی آنان باز کرد. اروپاییان در آن زمان عمدتاً روستا نشین بودند و هر ناحیه تحت اداره یک فئودال قرار داشت. بسیاری از متفکرین غرب معتقدند که سیر انتقال علم و تجارتی که بعد ازآن بین کشورهای اسلامی و اروپا برقرار شد، جامعه آن زمان اروپا را دگرگون ساخت. در میان اروپاییان که کم‌تر تجارت می‌کردند، طبقه‌ای تاجرپیشه به وجود آمد که نیاز به زمین کشاورزی نداشت، و لذا در توسعه شهرنشینی مؤثر افتاد. گردش پول در جامعه شهری پس از مدتی با قدرتمند ساختن طبقه اشراف شهرنشین، منجر به تضعیف اشراف زمین‌دار گشت. در این حال که ساختار زندگی اجتماعی در اروپا در حال عوض ‌شدن بود، اروپا به سرعت در حال کسب شیوه‌ جدید زندگی و علوم و فناوری از کشورهای اسلامی بود. فرش ایرانی، باغ‌داری و باغ گل (تفریحی و نه کشاورزی: garden)، صابون و شامپو، قهوه، کاغذ، ساعت‌های مکانیکی آبی و وزنه‌ای، پمپ‌ها و شیرهای آب و….، آسیای بادی، ابزار جراحی، شیوه غذایی “سه وعده در روز”، شطرنج جدید، فرایندهای آزمایشگاهی در شیمی و… همه از جهان اسلام به اروپا رفت و جای خود را در زندگی آنان یافت(Vallely,2006). بسیاری از کتب و آثار علمی و مهندسی ترجمه می‌شد و در اختیار اذهان تشنه در اروپا قرار می‌گرفت. فنون نوین کشتی‌سازی و ساخت ابزار توسط کسانی که به کشورهای اسلامی سفر می‌کردند آموخته می‌شد. همین دانش بود که رشد آن از زمانی به بعد در دست اروپاییان ادامه یافت و نهایتاً به انقلاب صنعتی قرن هجدهم میلادی در انگلستان متصل شد. اولین دستاوردهای انقلاب صنعتی در انگلستان اساساً در امتداد همان اختراعات یاد شده بود و بر پایه عناصر قبلی بنا شد.

WaterWheel_Engine

▲ شکل (۶): سمت راست؛ موتور بخار وات(قرن ۱۸ م.)- سمت چپ ؛ سیستم انتقال آب در قرطبه-اسپانیا؛ تمدن اسلامی. (مراجع اینترنتی، شماره ۲).

  با آن‌چه گفتیم واضح است که سطح زندگی اجتماعی در جهان اسلام بسیار بالاتر از اروپا بوده است. اکثریت قریب به اتفاق دانشمندان تاریخ بر این باور هم سخن هستند که در دوران بین جنگ‌های صلیبی و رنسانس اروپا، اروپاییان بسیاری چیزها را از دانشمندان مسلمان آموختند و دوران رشد فکری خود را بر پایه این آموخته‌ها بنا نهادند. افکار و اندیشه‌های فلاسفه و اندیشمندان جهان اسلام و آثار آنان به سرعت ترجمه می‌شد. به گفته بسیاری از متفکرین، این اندیشه‌ها بود که  منجر به تحرک  فکری اروپاییان و نهایتاً رنسانس (نوزایی، Renaissance) در اروپا شد. اروپاییان نه تنها پایه‌های علمی خود را، بلکه شیوه زندگی، نگاه احترام‌آمیز به زنان و دادن حق مالکیت به او، و بسیاری مسائل دیگر را از مسلمانان آموختند.

آقای یانگ (ایران‌شناس و رئیس بخش مطالعات شرق‌شناسی دانشگاه پرینستون) چنین می‌گوید:

 Quote_TC_Young

 منظور یانگ از میراث کلاسیک اروپا آثار فلاسفه و دانشمندان یونان است که در دوران قرون وسطی در اروپا مورد بی‌توجهی قرار گرفته بود و عملاً در نزد مسلمانان حفظ شد و توسعه یافت. دکتر زیگرید هونکه چنین می‌نویسد:

” تمدن اسلام که به وسیله مسلمانان آغاز شد، نه تنها میراث یونان را از انهدام و فراموشی نجات داد و آن را اسلوب و نظم بخشید و به اروپا داد، بلکه آنان پایه‌گذار شیمی، فیزیک، جبر، علم حساب به مفهوم امروزی و مثلثات فضایی، زمین‌شناسی و جامعه شناسی هستند. تمدن اسلامی تعداد زیادی کشفیات گرانبها و اختراعاتی در همه بخش‌های علوم تجربی که اکثر آن‌ها را بعدها نویسندگان اروپایی رندانه به حساب خودشان گذاشتند، به مغرب زمین هدیه کرده است. ولی شاید گرانبهاترین آن‌ها اسلوب تحقیقات علم طبیعی باشد که این پیش‌قدمی مسلمانان بود که جای پا را برای اروپا باز کرد و منجر به شناخت قوانین طبیعت و تفوق و کنترل آن گردید.” (صرفی، ۱۳۸۵).

  مونتگامری علت تلاش اروپا را برای پوشاندن پیشینه علوم به دست آمده از تمدن اسلامی، مقابله اروپای آن زمان با اسلام می‌داند، که بر این اساس می‌کوشید کار مسلمانان را کوچک کرده و وابستگی خود را به یونان و رم باستان بزرگ‌نمایی کند:

Quote_M_Watt

به عنوان نمونه در خصوص پمپ مکشی که قبلاً نمونه آن را از الجزری نشان دادیم، پروفسور احمد حسن (استاد مؤسسه تاریخ و فلسفه علم و تکنولوژی در دانشگاه تورنتو) چنین می‌گوید:

Quote_Alhassan

هدف از مطالب مطرح شده کوچک کردن دستاوردهای علمی دانشمندان غربی نیست. این مختصر در تأیید این مطلب کافی است که ما در طرح کردن دانشمندان ایرانی و مسلمان در کتب درسی خود، در همان بخش‌هایی که عملاً در مورد کارهای آنان سخن می‌گوییم، دچار غفلت هستیم. علت این مطلب را شاید به طور خلاصه بتوان چنین بیان کرد که دانش‌آموختگان علوم و مهندسی ما در دوران معاصر، عمدتاً دانش خود را بر مبنای کتب غربی فراگرفته‌اند و این کتب نیز کم‌تر عنایتی به طرح این مسأله داشته‌اند، که عوامل تاریخی فوق می‌تواند یکی از دلایل آن باشد. محیط دانشکده‌های علمی و فنی ما نیز در انتقال علوم انسانی و پیشینه و تاریخ دانشجویان به آنان موفق نبوده‌اند. زمان آن فرا رسیده است که همت کنیم و دانشجویان را با این واقعیت‌ها آشنا کنیم تا با شوق بیشتری بیاموزند و با شهامت بر علوم موجود بیفزایند.

Quote_GSarton

Geber

منابع

أَبُو اَلْعِزِ بْنُ إسْماعِیلِ بْنُ الرِّزاز الجَزَری، “الجامع بین العلم و العمل، النافع فی صناعه الحیل”، این کتاب نسخ خطی گوناگون دارد و یکی از این نسخه‌ها درآدرس اینترنتی www.ebuliz.com  به صورت برخط قابل مشاهده است. علاوه بر این، ترجمه فارسی این اثر به همت اساتید عزیز، آقایان مهندس ناطق، نفیسی و رفعت‌جاه انجام شده و توسط مرکز نشر دانشگاهی با نام “مبانی نظری و عملی مهندسی مکانیک در تمدن اسلامی” به چاپ رسیده است. این محققین همچنین تعدادی از طراحی‌های الجزری را ساخته و آزمایش کرده‌اند.

 ژوزف بورلو، تمدن اسلامی، ترجمه دکتر اسدا… علوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، مشهد، ۱۳۸۶، ص ۲۲۱٫

 محسن دامادی، شیخ بهایی، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، چاپ سوم، ۱۳۸۵٫

محمد تقی صرفی، تمدن اسلامی از زبان بیگانگان، ص ۱۰۶- نقل شده در سند اهداف، راهبردها و برنامه‌های معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم (برنامه پنج‌ساله ۱۳۸۵تا۱۳۹۰)،تهران، معاونت فرهنگی و اجتماعی، ص۲۱٫

A. Sayili (1987), “Ibn Sīnā and Buridan on the Motion of the Projectile”, Annals of the New York Academy of Sciences 500 (1), p. 477–۴۸۲:

“Thus he considered impetus as proportional to weight times velocity. Avicenna was later to be given the title of the father of momentum. In other words, his conception of impetus comes very close to the concept of momentum of Newtonian mechanics.” (Quoted by :http://en.wikipedia.org/wiki/Avecina)

George Sarton, Introduction to the History of Science, Vol. 1, p. 710.

Paul Vallely, “How Islamic Inventors Changed The World”, Independent, The (London),  Mar 11, 2006.

From T. C. Young, “The Cultural Contribution of Islam to Christendom.” Quoted in The Impact of The Arabs and Islam in The European Renaissance. p. 5, Published by the Egyptian National Division of Education, Science and Culture, Cairo, 1987.

K. Allin Luther, “In Memoriam: T. Cuyler Young (6 August 1900-31 August 1976)”, International Journal of Middle East Studies, vol. 8, No. 2, Apr. 1977, pp. 267-269.

W. Montgomery Watt, Islamic Surveys: The Influence of Islam on Medieval Europe, Edinburgh, England, 1972, p.84.

Ahmad Y Hassan, “Transfer Of Islamic science To The West”, Foundation for Science Technolgy and civilisation, Dec.2006–available at http://www.muslimheritage.com

مراجع اینترنتی:

۱٫ http://en.wikipedia.org/wiki/Geber

2. www.history-science-technology.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تلاش علمی خستگی‌ناپذیر

استاد ساویز کار تخصصی خود را در رشته مهندسی آغاز کردند و پیشینه موفقی شامل بیش از بیست و پنج سال مدیریت تولید ماشین آلات صنعتی در کشور دارند. همزمان با توجه به گرایش عمیق به مطالعات انسانی، تحصیلات خود را در حوزه جامعه شناسی و سپس روانشناسی دنبال کردند. در فاصله سالهای 1386 تا 1390 عهده دار مدیریت مرکز مشاوره دانشگاه علم و صنعت و نیز مشاور دانشکده مهندسی برق در ارتقای فضای انسانی و پیشرفت علمی بوده و امروز ضمن ادامه تحقیقات خود، به عنوان مشاور اجتماعی معاونت فرهنگی دانشگاه به اجرای طرح هایی برای رشد پویایی و انگیزه علمی و سلامت دانشجویان مشغول هستند. علائق تحقیقاتی ایشان در حال حاضر در حوزه روانشناسی خانواده ، و روانشناسی اجتماعی و محیطی با تکیه بر محیط‌های آموزشی و فضای انسانی دانشکده ها و ارتباط ساختار و کیفیت آن ها با انگیزش و سلامت فراگیرندگان است. ایشان هرروزه سهم مهمی از وقت خود را به مطالعه و ارائه مشاوره اختصاص می دهند.