شرایط و نیازهای ویژه دانشجویان سال اول برای سازگاری با محیط دانشگاه

انتشار یافته در تاریخ: ۹ خرداد ۱۳۹۳

PDF_wavyico   دانشجویان سال اول معمولاً دورانی سرشار از تغییرات را در درون و بیرون خویش تجربه می­ کنند. هر تغییری به لحاظ روان‌شناختی موجب استرس است و اهمیتی که جامعه و خانواده برای دانشگاه قائل است می­ تواند بر استرس، بار هیجانی و حساسیت مشاهدات روزهای اول به شدت بیافزاید. در صورت شناخت فضای حاکم بر زندگی دانشجویان در سال‌های اوّل، خانواده، نهادهای حمایتی دانشگاه و دانشکده هر یک می‌توانند در این مسیر یاری‌رسان باشند. این روزها و ماه­های اول، نقش اساسی را در تصور دانشجو از خویش و از دانشگاه، و در شکل گیری احساس اتصال و تعلق خاطر به دانشگاه یا عدم شکل­ گیری آن ایفا می­ کنند. بخشی از عدم توفیق تحصیلی برخی دانشجویان ناشی از سازگار نشدن مناسب با محیط دانشکده و دانشگاه است و نظر به اهمیت بالای دانشگاه در ذهن دانشجویان، وقتی تبعات آموزشی این امر به عنوان شکست و ناکامی تعبیر شوند، می ­توانند آثار روانی سنگینی نیز به دنبال داشته باشند. این مقاله با نظر به حفظ و ارتقای سلامت روان دانشجویان، می ­کوشد تصویر دانشجویان از دانشگاه، شرایط آنان در سال­ اول، و عوامل مساعد و عوامل نامساعد در اتصال آنان به این محیط جدید را بررسی نماید. عوامل ارائه شده در این مقاله با مراجعه به مشاهدات ثبت شده در طولانی مدت و جمع ­آوری نظرات و گفته­ های دانشجویان به دست آمده و تحلیل آن­‌ها به همراه راهکارهای عملی پیشنهادی برای خانواده و نهادهای حمایتی دانشگاه عرضه شده است. دیدگاه­‌های ارائه شده همچنین می ­تواند به اساتید کمک کند تا ضمن درک بیشتر شرایط روحی دانشجویان سال اول، به دانشجویان خود در بحران­‌های تحصیلی یاری و دلگرمی داده و از دید این دانشجویان صرفاً در نقش یک ممیز تحصیلی ظاهر نشوند.2014-05-30_164729

طرح مسئله و اهمیت آن

هر ساله صدها هزار نفر از جوانان ما با هیجان و تلاش فراوان سعی می ­نمایند از طریق کنکور سراسری از دروازه دانشگاه­‌ها عبور کنند و وارد دانشگاه شوند. بیشتر دانشجویان ورودی جدید، که اولین روزهای حضور در دانشگاه را می­‌گذرانند، به لحاظ روانی و عاطفی شرایط ویژه­‌ای دارند. اکنون نگاه خانواده و نزدیکان به آنان تغییر کرده، و دانشگاه، که تا کنون در مدرسه و خانواده موضوع اول به حساب می­ آمده، عملاً به عنوان یکی از مهم­ترین عرصه­‌های زندگی آنان در ذهن می نشیند. این اهمیت بالای دانشگاه در ذهن، احتمالاً می ­تواند موفقیت تحصیلی یا عدم توفیق در آن را هم وزن موفقیت در زندگی یا عدم توفیق درآن سازد، و در نتیجه تبعات روانی قابل توجهی دارد.

احتمالاً بخشی از این اهمیت و وزن روانی دانشگاه، برخاسته از اعتباری است که جامعه برای عناوین دانشگاهی قائل است. به عبارتی، برای بسیاری از خانواده­ ها دانشگاهی شدن فرزندشان به ذات خود ارزشمند است و هدف تلقی می­ گردد. در خلال سال­های دبیرستان نیز آن چه توسط بخش عمده­ای از معلمین هدف خوانده می­ شود و اساس بسیاری از برنامه ­ریزی­‌ها را تشکیل می­ دهد ورود به دانشگاه است. چنین ارزش‌گزاری اجتماعی در بسیاری از کشورها متفاوت است و نظر به تصویری که دانشجوی ایرانی از دانشگاه دارد، مسائل دانشجوی ایرانی در سال اول، مطالعه مستقل می­ طلبد.

 سوابق و اهداف این تحقیق

مطالعه در خصوص دانشجویان سال اول و مسائل ویژه آنان پیش از این توسط محققین دیگر مورد توجه قرار گرفته است (نوری، ۱۳۸۹)، و کتابچه‌هایی نیز با عنوان “سازگاری با زندگی دانشجویی” برای دانشجویان تألیف و توسط دفتر مرکزی مشاوره توزیع شده است. در این مراجع زندگی دانشجویی از دید منابع مختلف استرس و تغییر در محیط دانشجو، در زمان ورود او به دانشگاه بررسی شده است، و رویکرد اصلی، یاری به خود دانشجویان در مواجهه با این چالش­‌هاست. رویکرد ما دراین مقاله قدری متفاوت است، زیرا در این مقاله تاکید بر کشف عوامل عمده چالش برانگیز برای دانشجویان سال اول و تحلیل و ارائه راهکارها برای مدیران تحول­گرا و نهادهای حمایتی و اساتید و خانواده­ ها است. به این ترتیب هدف از این مطالعه، کشف و شناخت بخشی از عواملی است که انگیزش، پویایی و سلامت روان دانشجویان سال اول را به خصوص در روزها و ماه­های اول تسهیل کرده یا با چالش مواجه می­ سازند. کوشش شده است در هر مورد راهکارهای مناسبی جهت مواجهه با این چالش­ ها و ارتقای شرایط برای این دانشجویان ارائه گردد، به گونه­ ای که در مدیریت دانشگاه و دانشکده و اصلاح فرایندها به کار آید و به منظور ارتقای عملکرد خانواده، مرکز مشاوره و سایر نهادهای حمایتی، و به خصوص درک شرایط و نیازهای این دانشجویان توسط اساتید موثر واقع گردد.

روش تحقیق و ساختار مقاله

برای رسیدن به تصویری حتی­ الامکان کامل از چالش­های فراروی دانشجویان سال اول از سه منبع استفاده شده است: (۱) مشکلات دانشجویان که در مطالعات موردی و یا در خلال ارائه مشاوره به دانشجویان مشاهده شده است، (۲)مشاهدات ثبت شده در خلال سال­‌های دانشجویی­ همکاران نگارنده، که به صورت منظم تجارب عینی و مشاهدات آنان را به همراه تحلیل آن­ها توسط نگارنده شامل می شود، و (۳) مصاحبه و جمع­ آوری نظرات و گفته­ های دانشجویان. اطلاعات این منابع استخراج، و انتخاب شده­ اند و در هر مورد راهکارهایی عرضه گردیده است.

ساختار این مقاله بدین شرح است : پس از مقدمه (بخش حاضر)، بخش دوم به تعریف مفاهیم مورد استفاده و شرح مختصری از مبانی نظری مرتبط با تحقیق مورد بحث می­ پردازد. با تقسیم نیازهای روان‌شناختی دانشجویان سال اول به دو نوع “هدفمندی” و “سازگاری با محیط جدید”، در بخش سوم مشکلات و راهکارها در هر قسمت مورد بحث قرار می­ گیرند. بخش چهارم در مقام جمع­ بندی، برخی راهکارهای عملی مناسب را برای اساتید، خانواده­ها، و نهادهای حمایتی دانشگاه (مانند مرکز مشاوره) پیشنهاد می‌دهد.

مروری بر تعاریف و دیدگاه­های نظری

 تعاریف

محیط هر سازمانی به دلیل نوع چینش فیزیکی آن، معیارها و روندهای اداری آن و الگوهای ارتباطات انسانی موجود در آن، ویژگی­‌های مشخصی از نظر اثر بر انسان، انگیزه­‌ها و رفتارهای او دارد. مجموعه این ویژگی­‌ها را در این مقاله فضای انسانی آن سازمان می­ خوانیم. از دید دیگری شاید بتوان واژه پیچیده­ تر فضای روان‌شناختی را به کار برد، اما عبارت فضای انسانی به دلیل تاکیدی که بر انسان و لزوم تناسب ساختارهای اداری با نیازهای روانی انسان دارد، در اینجا ترجیح داده شده است.

 نیازهای طبیعی انسان در محیط جدید

شاید بتوان گفت که پویایی علمی دانشجویان با مفهوم “شکوفایی” در روان­شناسی ارتباط نزدیکی دارد. شکوفایی (Actualization) به معنای حرکت انسان در مسیر تبدیل توانایی­ های بالقوه به توانایی­‌های بالفعل تعریف می­ شود، و برای تحقق آن شرایطی لازم است. این شرایط عبارت است از برآورده شدن برخی نیازهای اساسی انسان، که در روان­‌شناسی معاصر جمع ­بندی شده است و احتیاجات جسمانی، احساس امنیت، پیوندعاطفی و تعلق خاطر، مطرح شدن و محترم بودن را در بر می­ گیرد (شکل۱،Feist,۲۰۰۷). این نیازها به ترتیب مترتب می­ شوند، به این معنا که هر یک معمولاً زمانی مورد توجه قرار می­‌گیرد، که نیاز قبلی تا حدودی برآورده شده باشد.

با اهمیت و ارزش بالایی که جامعه و خانواده ایرانی به دانشگاه و موفقیت­‌های دانشگاهی افراد اختصاص می­‌دهد، و با تصورات و چه بسا مبالغه­‌هایی که در دوران دبیرستان برای تشویق دانش­ آموزان نسبت به قبولی در دانشگاه صورت می­ گیرد، می­توان حدس زد که بخش عمده­‌ای از دانشجویان، دانشکده و دانشگاه را عرصه اصلی زندگی و شکوفایی خود قرار ­دهند. در این صورت نیازهای روانی آنان اکنون متوجه این مکان جدید می­ گردد تا در صورت برآورده شدن، امکان شکوفایی و بروز توانایی­‌ها فراهم گردد. لذا می­ توان انتظار داشت که در فرایند سازگاری با محیط جدید و رشد متعاقب آن که در سال­‌های بعد صورت می­‌گیرد، نیازها با ترتیبی مشابه شکل (۱) ظاهر ­شوند. این مطلب در ادامه تشریح می­ گردد.

ظاهراً انسان قبل از آن که بتواند نیروهای خود را بروز دهد بایستی بتواند به محیط جدید و اعضای آن اعتماد کند. هر انسانی در اولین ارتباط خود با یک محیط جدید؛ در جستجوی احساس امنیت است. گفتگوهای درونی فرد با خود معمولاً شامل این موارد است: آیا اینجا با من مهربان و صمیمی خواهند بود و حقوق مرا رعایت می­ کنند؟  آیا عزت و احترام خواهم داشت؟  آیا ارزش مرا درک خواهند کرد و توانایی­‌های مرا خواهند شناخت؟ این سوالات با احساس امنیت مرتبط است و دانشجوی ما نیز در بدو ورود به دانشگاه با همین سوالات روبه­ رو است. تنها در صورت برآورده شدن این نیاز است که توجه انسان به مرحله بعد، یعنی ارتباط با محیط معطوف می‌شود.

 به نظر می­ رسد که پس از احساس امنیت، انسان می ­کوشد درک متقابلی میان خود و محیط به دست آورد و تعلقات و ارتباطات محیطی خود را برقرار کند. نتیجه این فرایند “خودیابی” در محیط جدید است؛ شخص جایگاه خود را در محیط جدید پیدا می­ کند و نوعی پیوند و احساس تعلق بین او و محیط جدید برقرار می ­شود.

بر اساس سلسله مراتب نیازها، شکل­ گیری این احساس علاقه و تعلق، یک قدم مهم برای شکوفایی در محیط جدید است. شخص اکنون محیط را از آن خود و خود را جزئی از محیط می­‌بیند و بسیار محتمل است که ارزش­‌ها، اهداف و برنامه­‌های محیط را نیز برخی از ارزش­‌ها، اهداف و برنامه­‌های خود بداند. شاید این مرحله را بتوان با تعاریف مربوط به روان­‌شناسی کمال[۱] بیان نمود : از خصوصیاتی که در رشد و تکامل شخصیت انسان سالم مورد اشاره قرار گرفته است، “گسترش خویشتن” است. معنای گسترش خویشتن این است که افراد سالم در فضاها و موقعیت­ های جدید عضو می‌شوند، و در کارهای جدیدی که جدا از مسائل شخصی آن­‌هاست مشارکت می ­جویند. پس از مدتی این فعالیت­ها و فضاها، بخشی از شخصیت و وجود آن­ها می­ شود و به این ترتیب آدمی “گسترش” می­ یابد (Feist,۲۰۰۹).

چنانچه بخواهیم همان سلسله مراتب روان­شناختی نیازها را ادامه دهیم، اکنون نوبت به تلاش برای مطرح شدن و کسب ارزش­ ها و مورد توجه قرار گرفتن فرا می­‌رسد و شخص برای بروز توانایی­‌های ویژه و منحصر به فرد خویش دست به تلاش می­ زند. گویا انسان مایل است گام به گام با رسیدن به آن­چه ارزش می‌داند، یا محیط به عنوان ارزش معرفی می­‌کند، در نزد خود یا دیگران ارزشمند شود و عزت و احترام داشته باشد.

در چارچوب دیدگاه مطرح شده در فوق، می­ توان نقش فضای دانشکده را در سازگاری و پویایی دانشجویان به دست آورد. از بحث قبل مشخص می‌شود که ارتباط دانشجویان با فضای دانشکده بسیار متفاوت با رابطه­ ای است که میان یک مرکز خدمات آموزشی و شخص دریافت کننده خدمات وجود دارد. ارتباط دانشجویان با دانشکده همراه با پیوندهای عمیق عاطفی و هویتی است، و مساعد بودن یا نبودن فضا برای تشکیل این نوع پیوندها، نه تنها می­‌تواند در موفقیت یا ناکامی تحصیلی موثر واقع شود، بلکه گاه می­ تواند در پیمودن مراحل رشد شخصیت یا سلامت روان آنان نیز عمیقاً تاثیرگذار باشد زیرا در جامعه ما بسیاری از دانشجویان دانشگاه را بخش بسیار مهمی از زندگی خود تلقی می­ کنند و ممکن است احساس موفقیت یا ناکامی در آن را نیز ناخودآگاه به تمام زندگی خود تسری دهند. به همین دلیل مطالعه عوامل محیطی دانشکده و دانشگاه دارای اهمیت است.

در این­جا ما از سلسله مراتب نیازها به عنوان چارچوبی برای دسته ­بندی و تحلیل فضای انسانی دانشکده استفاده کرده‌ایم. همانند بسیاری از تحلیل­‌های روان­‌شناختی، تحلیل ما در عین صادق بودن برای جمعیت عمده دانشجویان، ممکن است در عمل استثنا­هایی هم داشته باشد. ممکن است برخی دانشجویان پایگاه امنیتی و عاطفی محکمی در خانه داشته باشند، اما به نظر می­ رسد حتی این دانشجویان نیز برای برقراری یک رابطه موفق با محیط جدید نیازمند عوامل مذکور هستند.

می­ توان گفت در مورد عموم افراد هر چه تعلقات و ارتباطات محیطی بیشتر باشد، خودشکوفایی نیز بیشتر به وجود می­ آید. این درک متقابل بین فرد و محیط جدید، در محیط­های کوچک­‌تر راحت­‌تر و سریع­‌تر به دست می­ آید و خودشکوفایی را به دنبال می­ آورد. در محیط بزرگ­‌تر طبعاً احساس بیگانگی بیشتر است و تسلط شناختی و احساس احاطه بر محیط دشوارتر حاصل می­ گردد. به همین دلیل برای اکثر افراد سخت­ تر است که در محیط بزرگ “خودیابی” کنند و جایگاه خود را تثبیت نمایند. به همین علت به نظر می­ رسد که بهتر است دانشجویان سال اول دروس پایه سال اول را در دانشکده خود بگذرانند و نیز به همین علت است که این دانشجویان نیاز به کمک­‌های ویژه­ ای دارند تا بتوانند جایگاه خود را در محیط دانشکده و دانشگاه پیدا کنند. تمام این­ها بدان معناست که دانشجویان سال اول بایستی در برنامه­ ریزی­‌های مدیریتی دانشگاه، از سوی اساتید، از سوی والدین، و به طور خاص از سوی نهادهای حمایتی دانشگاه، مانند مرکز مشاوره دانشجویی مورد توجه قرار گیرند.

 هدفمندی به عنوان یک عامل پرقدرت درونی

گذشته از عوامل مهم مرتبط با محیط دانشکده، تجربه ما نشان می­دهد که در ادامه مسیر رشد، هدف­ های دراز مدت و انگیزه­ بخش لازمه تداوم هر تلاش اولیه و معنادار ماندن آن در مقابل دشواری­‌ها و سختی­‌ها است. روان­‌شناسی نیز این ضرورت را تشخیص داده است چنان که از مهم­‌ترین مسائل روان­‌شناسی کمال در بررسی شخصیت انسان، مسئله انگیزش است: “شخصیت­‌های سالم به جلو می ­نگرند، و انگیزه­­‌شان هدف­‌ها و برنامه­‌های درازمدت است. این­ها هدف جو هستند و اساس زندگی­‌شان کاری است که باید به انجام برسانند، و همین است که شخصیتشان را تداوم می­‌بخشد و یکپارچه می­ سازد.  این انگیزش انسجام بخش که لازمه رشد شخصیت­ است، جهت­ داشتن نامیده شده است. جهت داشتن، همه جنبه­ های زندگی انسان را به سوی هدف­ها هدایت می­ کند و به او دلیلی عقلانی برای تلاش و زیستن می دهد. ما به این کشش دائمی هدف‌های پر معنا نیاز داریم و بدون این اهداف احتمالاً گرفتار مشکلات شخصیتی خواهیم شد. داشتن شخصیتی سالم، یکپارچه و منسجم بدون داشتن آرزو و جهتی به سوی آینده ناممکن است.”(خوشدل، ۱۳۸۷).

 هدف­‌ها، جنبه عقلانی تلاش انسان هستند. در انسان هدفمند، حتی در زمان­‌هایی که زمینه‌های هیجانی مانند احساس تعلق خاطر به محیط کمرنگ شود، یا احترام بیرونی از سوی محیط کاهش یابد، این جنبه عقلانی همچنان پابرجا می ­ماند و معنادار بودن ادامه تلاش را تضمین می­ کند. بنابراین ما در بررسی خود، هدفمندی را یکی از نیازهای مهم دانشجویان قلمداد می ­کنیم. بر نقش هدف به خصوص از آن جهت تأکید می ­کنیم که با ورود به دانشگاه، هدف مهمی که تا کنون به تمام فعالیت­ های دانشجویان جهت می ­داد پشت سر گذاشته شده و بنا بر تجربه، در اغلب موارد هدف بعدی هنوز مشخص نشده است. لذا تنها تعداد  اندکی از دانشجویان در این مرحله از هدف درازمدت محکمی در افق زندگی خود برخوردار هستند.

بر اساس چارچوب نظری ارائه شده در فوق، در ادامه این مقاله، نیازهای دانشجویان سال اول را در دو بخش بررسی می­ کنیم. بخش اول مرتبط با هدفمندی دانشجویان، و بخش دوم مربوط به نیازهای دانشجو برای سازگاری با محیط جدید خواهد بود.

مسائل دانشجویان سال اول

مسئله هدفمندی

بخشی از دانشجویان پس از رسیدن به دانشگاه، دچار فقدان هدف می ­گردند زیرا هدف اولیه آن­ها رسیدن به دانشگاه بوده است و اکنون به آن هدف رسیده­ اند. فقدان هدف، می‌­تواند میزان انگیزه شخص را کاهش داده یا آن را وابسته به عوامل ناپایدار ظاهری و سطحی ­سازند. این درحالی است که در بسیاری از دانشگاه­‌ها، از همان سال اول، سربالایی نسبتاً شدید درس ­ها آغاز می­گردد و کسانی که با شتاب و انگیزه مناسبی این مسیر را آغاز نکنند، احتمالاً با افت تحصیلی و احساس ناکامی مواجه می­ شوند. نامساعد بودن عوامل دیگری که در این مقاله مورد بحث قرار می­‌گیرند می­توانند این شرایط را تشدید کرده و بر استرس و اضطراب و احیاناً سرخوردگی سال اول بیافزایند.

شاید کمبود ­آرمان و هدف کلی برای زندگی یکی از ویژگی­‌های مشترک بسیاری از جوانان عصر حاضر باشد. زیرا تعیین هدف درازمدت نیازمند تفکر و نوعی جهان­‌بینی است، و انبوه عرضه­ های رسانه­‌ای و کثرت خواسته­‌ها معمولاً کم­تر مجالی برای فکر کردن باقی می­‌گذارد. در بسیاری از موارد، دانشجویان ما در دوره دانش­ آموزی خود، رسیدن به دانشگاه را هدف خود قرار داده و کم­تر به بعد از آن فکر کرده­ اند. در نتیجه در بدو ورود به دانشگاه تعداد کمی از دانشجویان دارای تصویر مشخصی از آینده هستند. بسیاری از دانشجویان در پاسخ این سؤال که “برای چه درس می­‌خوانیم؟” ممکن است با قدری مکث، رسیدن به یک شغل خوب را عنوان ­کنند، که عبارتی کلی و مبهم و احتمالاً فاقد شفافیت لازم برای تأمین انگیزه است.

آرمان­ و هدف دراز مدت عاملی است که به  تلاش­‌های انسان معنی می­ بخشد، شوق حرکت ایجاد می­کند و نیروهای انسان را در یک جهت مشخص متمرکز می­ سازد. اعتقاد به یک آرمان شریف و باارزش، تحمل سختی­‌ها را در مسیر علم­ آموزی آسان می­ سازد. دیده شده است که دانشجویان هدفمند و صاحب دورنما از آینده خویش، می­ توانند حتی در محیطی که فضای انسانی سردی دارد، اشتیاق علم ­آموزی و حرارت درونی خویش را حفظ کنند و تا رسیدن به موفقیت، از سختی ­ها عبور کنند.

یکی از شواهد تجربی این امر، تحقیقات مربوط به اهمال­کاری تحصیلی است. اهمال­کاری در اینجا به معنای به آینده موکول کردن وظایف است و در دانشکده مصادیقی مانند تعلل در انجام تکالیف یا مطالعه برای امتحان، و موکول کردن این فعالیت­ ها به آخرین روزها یا لحظات باقی­مانده دارد. اهمال­کاری را تابع عواملی مانند نامطبوع بودن تکالیف، بی­‌نظمی ذهنی، ضعف در مدیریت خویشتن و نیز نقص در انگیزه­ پیشرفت دانسته‌اند. از دیدگاه­ جهت­ گیری هدف (Goal Orientation)، اهداف تحصیلی دانشجویان را به دو دسته تقسیم می­‌کنند (جوکار و دلاورپور، ۱۳۸۶): جهت­ گیری تسلط، که در آن موفقیت و افزایش سطح شایستگی­ های درونی، یا شکست نخوردن در کاری، مستقل از تایید یا رد دیگران، برای شخص حائز اهمیت است، و جهت­ گیری­ عملکرد، که اثبات توانایی یا ارزشمندی شخص به دیگران یا اجتناب از احساس بد شکست در برابر دیگران برای شخص مهم است. در هر مورد چنان‌چه هدف صرفاً پرهیز از شکست باشد جهت­ گیری را اجتنابی و چنانچه هدف موفقیت باشد جهت ­گیری را گرایشی می­ نامند.

واضح است که هدف دراز مدت مورد بحث ما می‌­تواند در اهداف دسته اول (تسلط از نوع گرایشی) مطرح باشد و سایر موارد در حقیقت انگیزه­‌های موقتی هستند که معمولاً تنها در دوران دانشگاه معنادار هستند. در تحقیقاتی که رابطه اهمال­کاری با نوع هدف را بررسی کرده ­اند، عموماً اهداف تسلط-گرایشی با اهمال­کاری رابطه معکوس و اهداف عملکرد-اجتنابی با اهمال­کاری رابطه مستقیم  دارند.

شکل۲  : ضرایب همبستگی معنادار بین نوع هدف و میزان اهمال­کاری به گزارش (جوکار و دلاورپور، ۱۳۸۶). همان­‌طور که مشاهده می­شود، اهداف واقعی و دراز مدت (که با جهت­‌گیری تسلط-گرایشی همراه هستند) با اهمال­کاری رابطه معکوس دارند.

بنابر گزارش مذکور، احتمالاً برای دانشجویانی که با اهداف درونی و با علاقه و گرایش به کار خود درس می­ خوانند، هر گامی در یادگیری لذت­ بخش است و یک پاداش کوچک به شمار می ­رود. از این رو میل به موفقیت بیشتر می­تواند منجر به افزایش نظم و دقت در کارها شود. اما برای دانشجویانی که هدف درازمدتی وجود ندارد و تنها هدف جلوگیری از شکست و متهم نشدن به بی­ کفایتی است، نگرانی و اضطراب از شکست، زمینه نامطبوعی برای درس خواندن به وجود می­ آورد. این تصور وجود دارد که درس خواندن در شب امتحان برای جلوگیری از این شکست کافی است، لذا برای شخص دلیلی وجود ندارد که نامطبوعی درس خواندن همراه با اضطراب را زودتر از شب امتحان پذیرا شود. لذا این تحقیق نشان می­ دهد که امتحان به عنوان اهرمی برای واداشتن دانشجویان به درس خواندن رهیافت مناسبی نیست. در مقابل، چنان که بتوانیم به دانشجویان کمک کنیم تا اهداف درونی و ارزشی مورد علاقه خویش را پیدا کنند، نه تنها پدیده “شب امتحان” را مهار کرده­ ایم، بلکه احتمالاً زمینه بسیاری از نابسامانی­ های روانی مانند اضطراب، احساس ناکامی یا افسردگی­ های احتمالی را هم برطرف کرده­ ایم.

در نتیجه فقدان هدف، محتمل است که بیشتر دانشجویان ورودی جدید برای یافتن هدف به پیام­‌های مختلفی توجه ­کنند که از اطراف به آن­ها می­ رسد.  از این رو در زیر به برخی از مهم­‌ترین عواملی که این پیام­‌ها را شکل می­ دهند اشاره می­‌کنیم:

۱- کلام اساتید

برای دانشجویان یک انگیزه بزرگ حرکت می­تواند حل و اصلاح مشکلات خود، خانواده و جامعه باشد.  اساتید در محیط دانشگاه الگو و تبلور اهداف و آرمان­‌های دانشگاه هستند و دانشجویان از سخنان آنان، چه مثبت و چه منفی، تأثیرپذیری بالایی دارند. همان گونه که یک جمله پر محبت برای دعوت به کار بیشتر می­تواند اثر بالایی داشته باشد، جمله­ ای که نگرشی مأیوسانه نسبت به حل آن مشکلات در آینده القا کند (ولو استاد، خود چنین نگرشی را مد نظر نداشته باشد) می­‌تواند انگیزه­ ها را کاهش دهد و در صورت تعدد موارد، منجر به سرگردانی نسبت به اهداف درس خواندن شود. همچنین بزرگ و شایسته دیدن دانشگاه­‌های کشورهای صنعتی و کوچک کردن آن­چه خودمان داریم، اثرات بسیار نامطلوبی در روحیه دانشجویان دارد و برنامه ­ریزی زندگی آنان را تحت تأثیر قرار می­ دهد. در مقابل، جملات گرم و امیدبخش از سوی اساتید و یادآوری دانشجویان به رسالت ویژه­ای که بر دوش آن­‌هاست، می­ تواند آنان را به اهداف دراز مدت پایدار هدایت کند و از این طریق چه بسا تداوم رشد تحصیلی و شخصیتی آنان را تضمین نماید.

تحقیقات نشان می­‌دهند که جو حاکم بر دانشکده و انگیزش مثبت دریافت شده از سوی اساتید با فرسودگی تحصیلی رابطه منفی معناداری دارد (نعامی، ۱۳۸۸).

۲-  الگوپذیری دانشجویان از اساتید

بررسی ما نشان می­‌دهد که دانشجویان بیش از هر عامل دیگری از اساتید اثر می‌پذیرند. آنان میزان جدیت محیط دانشکده را در کار علمی با میزان جدیت اساتید می‌سنجند و میزان نظم، جدیت و رعایت مقررات توسط اساتید همچون “ساعت رسمی یک کشور” است که در همه­ جا، هر چند به صورت ناخودآگاه، میزان نظم، جدیت و رعایت مقررات با آن تنظیم می ­شود. نیز مشاهده شده است که دانشجویان اساتیدی را که با نظم و در ساعات مقرر  در کلاس حاضر شده، درس را با علاقه و جدیت ارائه می­ کنند، و با حضور در اتاق خود در ساعات مشخص و اشتغال به مطالعه و کار علمی، جدیت خود را در اهداف علمی دانشگاه نشان می ­دهند، بیشتر دوست می‌­دارند. علت این امر را شاید بتوان چنین توضیح داد که هر عملی به طور غیر مستقِم پیامی غیر کلامی مخابره می­‌کند. این اساتید با جدیت خود در عمل، در ناخودآگاه دانشجویان بر واقعی بودن اهداف و انگیزه­‌های مهمی که دانشجویان به خاطر آن باید بکوشند، صحه می­ گذارند. پیامی که از مشاهده جدیت اساتید به ناخودآگاه دانشجویان مخابره می ­شود این است که “حضور ما و شما در این­جا کار بیهوده ­ای نیست؛ کار مهمی در پیش است، با این حرکت مهم همراه شوید.” عموماً اساتیدی که در عین استحکام و جدیت، پر محبت هستند، بیشترین موفقیت را در انگیزش درسی دانشجویان دارند.

پس به طور خلاصه، در فضای دانشجویان ما، الگوپذیری از اساتید بسیار قوی است. اگرچه این مسأله به نظر بدیهی می­‌رسد، اما گاهی در عمل به آن توجه نمی­شود. جملات زیر از دانشجویان در مورد برخی از اساتید آنان، این امر را نشان می­ دهد:

“(یکی از اساتید) درس را سرسری ارائه می­‌کرد. دیر می­‌آمد، زود می­‌رفت و پاسخ سوالات را خوب نمی­‌داد. وقتی به او گفتیم که ما چقدر این درس را دوست داریم و می­‌خواهیم نکات عمیق­‌تر آن را بدانیم ایشان گفت بچه ­ها دوست ندارند خیلی جدی درس بدهیم، فرار می­‌کنند… اما ایشان اشتباه می ­کرد، یعنی حداقل در مورد ما که سال اولی بودیم اشتباه می­‌کرد، ما از روز اول از این که به قول خودمان برای گشودن رمزهای علم آمده بودیم احساس افتخار می­‌کردیم و کار جدی و با دیسیپلین حتی اگر سخت بود بیشتر به ما انگیزه می­ داد، اما استاد با این کارش ما را به این حس می­ رساند که اصلا کار مهمی در پیش نیست! نمره­‌ای بگیرید و خیلی هم مهم نیست… ”

دانشجوی دیگری می­ گوید:

“انگار برخی استادهای ما هم قبول کرده ­اند که برای این آمده­‌ای اینجا، که هرچه سریع­ تر مدرک بگیری و بروی بیرون،… این­طوری مجالی، حسی برای پژوهش و کار علمی نمی ­ماند.”

از منظر روان‌شناسی فضای انسانی،  این دانشجویان در واقع دقیقاً به همان چیزی اشاره کرده بودند که ما به دنبال آن بودیم؛ یعنی پیام­‌های غیرمستقیمی که شرایط محیط به آنان مخابره کرده بود.

۳- ترسیم اهداف سازندگی و توسعه کشور و حل مشکلات جامعه : استفاده از جلسات معارفه

 دانشگاه و اساتید می­ توانند از جایگاه خود برای ترسیم آرمان­‌های بزرگ و شریف برای دانشجویان استفاده کنند تا هدفمندی دانشجویان در مسیر درس و پژوهش افزایش یابد. از این رو آرمان­‌های بزرگ و هیجان انگیز علمی و صنعتی همچون  دست­یابی کشور به علومی که در حال حاضر از آن بی­‌بهره یا کم‌بهره است، باید در هر مناسبتی به عنوان افق کارهای آینده دانشگاه ترسیم شود. این آرمان­‌ها می­تواند در جلسات معارفه مطرح شود و با محصولات فرهنگی متنوع در طول سال تأکید و یادآوری گردد. همچنین تشریح و بزرگداشت دستاوردهای مهمی که تا کنون برای کشور حاصل شده است باعث افزایش اعتماد به نفس و خودباوری می­ گردد.

درک اهمیت مسأله هدف زمانی آشکارتر می­‌شود که  در نظر بگیریم گروهی از دانشجویان سال­های بالاتر هستند؛ که خود ناموفق بوده، و در پاسخ به سوالات مشتاقانه دانشجویان تازه ورودی، عباراتی یأس‌برانگیز بر زبان می­‌آورند. یک نمونه از آن گفتگویی است که به نقل از یکی از دانشجویان در ادامه درج می‌شود:

­­“به او (دانشجوی سال چهارم) گفتم : من آرزو دارم پروژه من ایجاد یک نظریه باشد که دری به روی یک علم جدید بگشاید. او گفت : حالا اشکال ندارد از این فکرها بکن، خوب است ، اما سه سال دیگر به این فکرها نخواهی بود، به فکر این هستی که چطور درس‌­ها را پاس کنی و زودتر تمامش کنی.­“

هدف و رسالت بزرگی که دانشگاه باید دانشجویان خود را به سمت آن هدایت کند چیست؟ به نظر می‌­رسد آنچه عموم اساتید و دانشگاهیان می­‌توانند در آن هم­‌نظر و همراه باشند، آن است که هدف اصلی دانشجو را باید نه صرفاً در ارتباط با ابعاد فردی زندگی او (از جمله اخذ مدرک) بلکه در ارتباط با ساختن جامعه و درمان دردهای آن یافت، حقیقت نیز جز این نیست. ما همه باید بدانیم، و این نگرش را به دانشجویانمان هم انتقال دهیم که در قبال مردمی که بر مبنای مالیات اعطائی آنان در همین مدارس و دانشگاه­های کشور به تحصیل پرداخته­‌ایم مسئولیم؛ و نباید تنها به اهداف فردی خود بیندیشیم.

طرح این آرمان می تواند از همان روز معارفه آغاز گردد. در ادامه برخی پیشنهادات عملی و اجرایی ارائه می­ گردد:

  • + کلیپ های ویدیوئی زیبا از مشکلاتی که به دست اساتید و دانشجویان درسال‌های گذشته حل شده است و مصاحبه با آنان، با ترکیبی هوشمندانه از موسیقی های ملی و رنگ و زیرنویس­‌های مناسب پخش گردد .
  • + از آن جا که دانشجویان باورپذیری بیشتری نسبت به دانشجویان نزدیک به سن خود دارند؛ از دانشجویان موفق دوره های بالاتر و اعضای پروژه­‌های مختلف می­‌توان دعوت کرد تا در جلسه معارفه یا سایر موقعیت­‌ها، مراحل، دشواری­‌ها ونحوه کار خود را در مسیر رسیدن به موفقیت تشریح کنند. این الگوها از همان روز اول اثر سخنان آمیخته به یأس را از هر جا که باشد کاهش خواهند داد.
  • + برای افزایش اهتمام دانشجویان به حل مشکلات جامعه می­‌توان از گروه­‌هایی که با دردها و نیازهای مردمی سروکار دارند پشتیبانی نمود. می­‌دانیم که برخی از این جمعیت­‌ها در مناسبت­‌های خاص به دیدار خانواده­‌های کم بضاعت می­‌روند و کمک­‌های جمع­‌آوری شده را بین آنان توزیع می­ کنند.
  • + همچنین برای افزایش بینش دانشجویان نسبت به نیازهای صنعتی و فنی کشور می­‌توان گروهی دانشجویی تشکیل داد؛ که وظیفه‌اش تحقیق، شناسایی این نیازها و اعلام آن­ به سایر دانشجویان است. این گروه می­‌تواند با استفاده از مراجع و تحقیقات ملی موجود، مصاحبه­ هایی که صورت می دهد و… کمبودها را شناسایی کند و حاصل کارهای خود را به شکل­های گوناگون در دانشگاه عرضه کند. ارائه­‌های شورانگیز این گروه در دانشگاه می ­تواند یک جلوه خاص برای دانشگاه ایجاد نماید.  ممکن است این اطلاعات در انتخاب زمینه ­های مناسب برای تحقیق­‌های دانشجویی و پروژه­‌های تحقیقاتی دانشگاه نیز سودمند واقع گردد.  طرح و فراخوان‌های این گروه برای مطالعه نیازهای صنعت در حوزه مرتبط با هر دانشکده؛ فرصت کار علمی و پژوهش مورد علاقه را برای دانشجویان زیادی، از جمله برای دانشجویان سال اول که اشتیاق پژوهش دارند اما هنوز دانش فنی کاملی در طراحی و ساخت ندارند، فراهم می­ نماید. همچنین این گروه­ها می­ تواند با تبادل اطلاعات میان دانشگاه­‌ها؛ پیام ­آور همکاری و اعلام کننده نیازهای کشور در دانشگاه­ ها باشد.

 

عوامل مرتبط با سازگاری با محیط جدید

این بخش اشاره به مشکلاتی دارد که در مسیر تشکیل احساس تعلق خاطر به محیط دانشگاه به وجود آمده، یا در سازگاری دانشجویان با شرایط جدید محیط و آموزشی مشاهده و ثبت گردیده ­اند.

۱-  عدم آشنایی با روش متفاوت درس­ خواندن در دانشگاه  دبیرستان

 در حال حاضر مطالعه قبل از دانشگاه (به علت مواجهه با کنکور) عموما بسیار ریزنگرانه و با هدف به یاد آوردن تمام جزئیات مندرج در کتاب، و حتی گاها با حفظ کردن تمام روابط در حین مطالعه صورت می­ گیرد، اما درس خواندن در دانشگاه بر درک پایه­ های منطقی مطلب و پرورش توانایی استنتاج سایر مطالب درس از آن پایه­ های محوری استوار شده است.

 عدم آشنایی به این نکات و ناآگاهی نسبت به نحوه تنظیم مطالب در رشته آنان، باعث می ­شود تعداد قابل توجهی از دانشجویان سال اول در مقابل حجم زیاد کتاب­‌ها نسبت به تجارب قبلی خود، احساس ناتوانی و سردرگمی کنند و دچار اضطراب ومتعاقبا ناکامی در امتحانات گردند.

تجربه نشان داده است که اقدام پیشگیرانه بسیار موثرتر از زمانی است که آنان با مواجهه با مشکلات به مشاوران روی آورند. برنامه­‌ریزی برای این اقدام پیشگیرانه می­ تواند مورد توجه مدیران و مشاوران تحصیلی قرار گیرد. اگرچه نشریات مرتبط با این مساله هر از چندگاهی چاپ و توزیع می­‌شوند، اما مطالب لازم می­‌تواند در کنار یک درس کوچک تک واحدی در دانشکده، برای معرفی رشته مربوطه و جلوه های مختلف آن، در سال­‌های اول ارائه شود.

 

۲- کمبود مجال خلاقیت در درس­‌های سال­‌های اول

دانشجویان ورودی جدید پس از درس خواندن در سال­ های آخر دوران متوسطه که کم­تر مجالی برای خلاقیت می­ گذارد، از دانشگاه تصور محیطی را دارند که درآن می‌توانند بلافاصله از جنبه‌های خلاق ذهن ‌خود استفاده کنند. ­“خلاقیت­“ برای هر انسانی بسیار شورانگیزتر از دیگر فعالیت­ های آموزشی است.؛ و دانشجویان در گفته ­های خود مطرح می­ کردند که تا دوران دبیرستان مجبور بوده ­اند این توانایی را سربسته نگاه­ دارند و در دانشگاه به دنبال “پرواز دادن” آن بوده ­اند، اما برنامه ­ریزی سال‌های اول دانشگاه همانند دبیرستان اغلب مبتنی بر خواندن و نمره گرفتن و پاس کردن دروس است.

بیشتر دانشجویان جمله­ ای مشابه همین جمله دارند : ­“ تصورم این بود که وقتی وارد دانشگاه می‌شوم، صبح­ ها  زود به دانشگاه می‌آیم، به آزمایشگاه می‌روم، پژوهش می‌کنم و درس می‌خوانم. اما این جا همه ­اش شده درس.­“  دو تن از اساتید این وضع را تایید می­ کنند و می­گویند: ­“ فرض برنامه ­ریزان بر این بوده است که در طول دوره کارشناسی دانشجو باید یک سری اطلاعات را دریافت کند.­“

حقیقت آن است که دانشجویان ایرانی امروز زودتر از زمانی که محیط امکان رسمی خلاقیت را به آن­ها می­ دهد (پروژه کارشناسی و ورود به دوره کارشناسی ارشد) مستعد نوآوری و مشتاق ­“به وجودآوردن­“ می‌شوند. فراهم کردن شرایط کارهای تحقیقی و نوآوری در سالهای اول؛ انگیزه دانشجویان را به مطالعه بهتر دروس نیز افزایش می‌دهد، و پویایی حاصل از آن در جلوگیری از احساس یأس سال اول که در برخی دانشجویان رخ می ­دهد موثر است.

در زیر به برخی از اقدامات پیشنهادی اشاره می­کنیم:

  • + امکان استفاده از برخی آزمایشگاه­‌ها در ساعات خالی آن­‌ها؛ زیر نظر مسئولان آزمایشگاه­‌ها و بر اساس جزوه­‌ای مدوّن از فعالیت­‌های علمی قابل اجرا برای دانشجویان سال اول که با همین هدف تالیف شده است.
  • + تصمیم اساتید دروس پایه بر گنجاندن فعالیت­‌های مشخصی در یک درس، که خود دانشجو را برای استنتاج یک نتیجه علمی به تلاش وادارد (ارائه درس با توجه به خلاقیت دانشجویان.) به عبارتی در درس دادن شیوه­‌ای اتخاذ شود که ­“نحوه فکرکردن­“ نیز- و نه فقط خود مطالب- آموخته شود، وایجاد انگیزه در دانشجویان نسبت به مطلب به عنوان روشی کارآمدتر از فشار امتحان برای درس­ خواندن در دانشکده­ ها نهادینه گردد.
  • + در همان سال اول برای هر رشته واحدی درسی یا دوره­‌ای چند جلسه­ ای ایجاد شود که در آن محتوای رشته و جلوه­‌های آن، استراتژی برخورد با مسائل علمی-مهندسی در آن رشته و ساختار درسی پیش ­بینی شده برای دانشجویان تبیین گردد؛ تا آنان نیز با دید روشن‌ دریابند که از دانشکده چه تصویری و چه انتظاراتی باید داشته باشند.

۳- نحوه تشویق یا ترغیب دانشجویان به درس خواندن توسط اساتید

در کار کردن با دانشجویان نباید از قدرت احساس غافل بود. احساس است که نیروهای درونی را به حرکت درمی­ آورد و عقل سکان­‌دار این حرکت است.  پیامبر اکرم (ص) با رحمت در گفتار و چهره و رفتار، انسان­‌ها را جذب می­ کردند و در کنار آن به تعلیم و دانا کردن(کار عقلی) می­ پرداختند.

عموماً دو شیوه برای ترغیب دانشجویان به درس خواندن،  ممکن است توسط اساتید محترم استفاده گردد:

الف) با استفاده از کلمات مثبت : “شما توانایی­ های بسیار زیادی دارید، شما می­ توانید کشورتان را رشد دهید، برای این هدف باید شب­ بیداری ­ها را بپذیرید و کار کنید.­“؛   ­“این امتحان برای شما که درسخوان هستید ساده است، ولی تمام تلاشتان را برای حضور ذهن در مطالب باید به کار ببرید.­“ 

ب) استفاده از کلمات منفی:  ­“ با این وضع درس خواندن شما هر روز افسرده ­تر می‌شوم..­“؛   ­“شما که درس نمی­‌خوانید… نمی­ دانم چرا همیشه درس­‌نخوان­ها به کلاس من می ­آیند.­“؛   ­“نه!  گوش نمی کنم، من و شما که به کتاب پروفسور … نمی­توانیم ایراد بگیریم .. حوصله ­ام را سر بردی .­“

سرزنش ابزار خوبی برای هشیار کردن نیست، زیرا برخی از نیروهای سازنده درون مخاطب را هم از بین می ­برد. نقطه مقابل این کار تایید و تشویق توانایی‌ها و تلاش‌هایی است که ولو به میزان کوچک از دانشجویان ظاهر می ­شوند و به مراتب موثرتر است. از سوی دیگر، احساس محبت، احساس امنیت (گام اول در مراحل سازگاری با محیط جدید) را به دنبال می­ آورد. محیط امن وقتی به وجود می­آید که کلمات اساتید تداعی کننده یاران مهربان باشد و نه مطالبه­ کنندگان سرزنش­گر. محیط امن این احساس را القا می­کند که همه اساتید، یاور او و برای رشد او در کنار او هستند. اگر چه واقعیت امر هم چنین است، اما در مظاهر رفتاری نیز همین حس می­شود که دانشجو و استاد در یک جبهه برای رشد خود و کشور می­ کوشند.   برعکس، در محیطی که کلمات منفی و سرزنش مکرر بیان می­ شود این احساس القا می­ شود (ولو دانشجویان از نظر منطقی بدانند که چنین نیست) که استاد در یک جبهه و دانشجو در جبهه دیگر قرار دارد.

۴- ضرورت رفتار آمیخته به احترام و ارزش گذاری به جایگاه دانشجویان

رفتار توأم با احترام و مهربانی به دانشجویان نشان می­ دهد که شخصی با جایگاه ارزشمند و مؤثر در محیط دانشکده به شمار می­ روند. در نقطه مقابل، برخوردهای سرد و بی ­اعتنا، (همچون رد کردن با اشاره دست) به خصوص وقتی علی­‌رغم ناراحتی مخاطب ادامه می­یابد، نشانه آن است که کرامت انسانی او مورد توجه قرار نمی­‌گیرد.

به عبارت ساده­ تر مشاهدات ما نشان می‌دهد وقتی افراد به وظایف اداری خود در سطحی عاری از توجهات انسانی و عاطفی، به صورت مکانیکی عمل ­می­‌کنند، نیروهای محرکه دانشجو با دانشگاه همسو نشده و دانشجو بین خود و مسئولین احساس فاصله می­ کند.  این در حالی است که بنا بر تجربه نگارندگان، در اکثریتِ قریب به اتفاق دانشجویان ورودی جدید اشتیاق به همبستگی با مسئولان دانشگاه و کمک به رشد علمی دانشگاه بسیار زیاد است.  طبیعی است که تکرار این برخوردها و مواجهه با سردی و بی­‌مهری (مثلاً از سوی اساتید یا از سوی مسئولان دفتر دانشکده)، می­ تواند احساس تعلق به محیط را در او  کمرنگ نماید و احیاناً او را نسبت به محیط دانشگاه بی ­تفاوت سازد. دانشجو احساس می­ کند که حضور او در این محیط موقت تلقی می­شود و گویا از نظر مسئولین اداری “یکی از هزاران نفری است که باید کار اداری آنان را انجام داد تا فارغ التحصیل شوند و از این محل بروند.”

اجازه دهید این مورد را با نقل قول از دانشجویان ادامه دهیم :

” بعضی از مسئولین خیلی بد با آدم برخورد می کنند، من محترمانه با ایشان صحبت می کنم اما او با لحن تحکم آمیز از ضمیر دوم­ شخص ” تو” برای من استفاده می کند و وقتی کاردارد مرا با تکان دادن پشت دست بیرون اتاق نگه می­‌دارد. به نظرم می­ رسد نظم اداری آن­ها برایشان از نیاز من مهم­تر است.”

احساسی که در این دانشجو به وجود آمده بود این بود که با تمام تلاش­هایش، گویی هنوز هم آدم مهمی از نظر محیط به حساب نمی­ آید. به گفته خودش :

” من دلم می­ خواست وارد دانشگاه شوم، پژوهش کنم، هرروز با فکر ساختن چیزی درگیر باشم، خلاقیت به خرج دهم، … ولی گاهی احساس تلخی در من ایجاد می­ شود که انگار این­جا هم شبیه یک دبیرستان بزرگ است، یعنی باز هم نظر تو در اداره آن نقشی ندارد، باید سرت را بیندازی پایین؛ درس بخوانی، نمره بگیری و انگار از پژوهش هم خبری نیست.”

اگر ارزش دانشجو بودن و احساس مسئولیت نسبت به آن ، در احترامی که اساتید و مسئولان دانشگاه در برخوردهای روزمره­ با دانشجویان دارند جلوه­ گر شود، دانشجویان برای حفظ این جایگاه خواهند کوشید و خود را عضو محیط دانشکده و متعهد به اهداف بزرگ آن احساس خواهند کرد.

یک مسئول دلسوز می­ تواند صرفاً با داشتن لبخند و لحن احترام آمیز، تحول عظیمی در روحیه دانشجویان مراجعه کننده ایجاد کند. به راستی اثری را که یک برخورد خوب می­تواند در مخاطب ایجاد کند نباید کم مایه انگاشت. در بسیاری از سازمان­‌های موفق برای ایجاد یک فضای سالم انسانی، دوره­‌هایی برگزار می ­شود که مهارت­ ارتباط بین فردی یکی از مهم­‌ترین مفاد آن­هاست. لازم است کسی که برای ارتباط با دانشجویان قبول مسئولیت می­ کند دارای شخصیتی قوی و شرح صدر باشد و در انتخاب این افراد صرفاً به معیارهای اداری موجود اکتفا نگردد. علاوه بر این در یک دانشکده تلقی عمومی اساتید از جایگاه­ دانشجویان و ساختار مطلوب، عموماً نقشی تعیین کننده دارد و رفتار کارکنان را نیز تحت تأثیر قرار می­ دهد. از آن­جا که استاد در اکثر زمینه­ ها بیشترین ارتباط و نقش را در قبال دانشجویان دارد، کارکنان و کارمندان نیز شیوه ارتباط خود را نسبت به  دانشجویان تا حد زیادی با اساتید تنظیم می ­کنند. از این رو بسته به جایگاه اساتید در دانشکده، احترام اساتید نسبت به دانشجویان، اغلب احترام سایر همکاران دانشکده را  نسبت به دانشجویان به دنبال خواهد داشت.

۵- ضرورت انتقاد­پذیری و توجه به نظرات دانشجویان، و ایجاد فضای مشارکت دانشجویان

بدیهی است که برای احساس تعلق و مؤثر بودن در محیط دانشکده یا دانشگاه، دانشجویان باید بتوانند آن­چه برای ارتقای آن لازم می­ بینند مطرح کنند و به ثمر نشستن آن را مشاهده کنند، زیرا انسان به آن چه خود در ایجاد آن نقشی داشته است با تعلق خاطر می­ نگرد. اگر برخی از پیشنهادات به دلایل مشخصی قابل اجرا نباشند، لازم است پاسخی منطقی و متکی بر قوانین در قبال آن­ها داده ­شود.

غیر از مسئولیت­ هایی که نیازمند اداره دائمی است بسیاری از کارها می­تواند به دانشجویان محول شود. دانشجویان می ­توانند در طراحی و ساخت امکانات مورد نیاز دانشکده خود به تناسب رشته تحصیلی خود مشارکت جویند و در برگزاری مراسم و جشن­ها به عنوان نماینده دانشکده قبول مسئولیت کنند. به این ترتیب دانشگاه می­تواند در کنار آموزش علمی، احساس مسئولیت­ پذیری را هم در دانشجویانی که بایستی به زودی در جامعه قبول مسئولیت نمایند، بارور سازد.

۶- ضرورت به رسمیت شناختن و گرامی داشتن عضویت دانشجویان در  دانشکده

 یکی از ابزار این کار جلسه معارفه است، که در آن می­ توان فضای مناسبی برای افزایش همدلی و ترسیم اهداف مشترک ایجاد نمود. از کارهای دیگری که در برخی دانشکده ­ها تجربه شده است می ­توان به نصب عکس دسته­ جمعی از اساتید و ورودی­های هر سال آن دانشکده در یکی از راهروها اشاره کرد، که علاوه بر کمک به احساس تعلق و عضویت در یک مجموعه مهم، احساس صمیمیت را نیز بالا می­ برد.

۷- کمبود تنوع در زمینه­‌های کار علمی

تنوّع فراخوان­‌های علمی مانند مسابقات، پروژه­‌ها یا آزمایشگاه­‌های “صفرواحدی”، اردوهای کشف نیاز و… باعث می­ شود زمینه­‌ای برای احساس موفقیت­‌های اولیه وجود داشته باشد. اگر زمینه­­ های موفقیت در کار علمی محدود به امتحانات و نمره باشد، بسیاری از دانشجویان که در سال اول به علت نا آشنایی با روش­‌های درس خواندن دچار افت نمره می­‌شوند، ممکن است خود را ناکام  و ناموفق یافته و ضمن احتمال کاهش اعتماد به نفس، نظر محیط را نسبت به خود منفی احساس کنند. در برخی موارد این برداشت از محیط در سال­های اول دانشجویی، می­تواند باعث ایجاد فاصله و دلسردی از دانشکده گردد.

دانشجویانی که عرصه ­های دیگری برای موفقیت و ارضای نیاز به “منحصر به فرد بودن” دارند، و نیز آنان که در نزد والدین خود، یا حداقل یکی از اساتید از پشت گرمی و اعتماد و باور برخوردار هستند می­توانند عزت نفس خود را حفظ کرده و آن را به نمرات خود وابسته نسازند.

 راهکارهایی برای خانواده، دانشکده، و نهادهای حمایتی دانشگاه

۱-  نقش خانواده

توجه خانواده و پشتیبانی عاطفی، پشتگرمی و تزریق اعتماد به نفس از سوی خانواده در هر زمان می ­تواند فشارهای چالش­‌های سال اول را کاهش دهد. اگر خانواده سرزنشگر باشد نمی­ تواند نقطه امنی باشد که دانشجو مشکلات خود را در آن با والدین در میان  بگذارد و کمک دریافت کند. در خانواده­ هایی که سرزنشگر هستند یا دائماً توقع موفقیت دارند، فرزند ممکن است در قبال همه مشکلات خود لب از سخن فرو ­بندد و ارتباط خود را با والدین کاهش ­دهد، یا در خود فرو ­رود، یا با دوستان و همسن و سالان درددل ­کند. در نتیجه چنین خانواده­‌ای نمی­ تواند کمک چندانی به حل مشکل فرزند خود نماید. برای کمک به فرزندمان، بایستی ارتباط درکی و کلامی مناسبی میان ما و فرزندمان برقرار باشد و فرزندمان احساس کند که در صورت طرح مشکلاتش، حداقل می­ تواند درک شود.

رویکردهای زیر در خانواده می­‌تواند موثر واقع گردد:

    • + تشویق دانشجویان به تفکر برای یافتن هدفی والا برای زندگی خود، که به مسیر آینده زندگی­‌شان جهت می­‌دهد و تلاش آنان را معنادار می­ کند.
    • + عدم اصرار بر ادامه رشته­‌ای که فرزندمان به آن علاقه ندارد. درس خواندن کار دشواری است، و بر اساس تجربه، معمولاً دانشجویانی که به رشته  خود علاقه ندارند، انگیزه کافی برای غلبه بر این دشواری­‌ها نداشته و ممکن است با افت نمرات و سیر نزولی مواجه شوند. در مورد دانشجویانی که به رشته خود علاقه نداشته باشند و در ترم­ های اول هم علاقه­‌ای به آن پیدا نکرده باشند، موفقیت در آن رشته و رضایتمندی از کار آینده در آن رشته تا حدودی نامحتمل شمرده شده و توصیه نمی­ گردد.  نبایستی ظاهر رشته­‌ها برای ما معیار قرار گیرد، واقعیت آن است که بسیاری از این ظواهر کاذب است و هر کس را بهر کاری ساخته ­اند.
    • + عدم فشار برای کسب نمره یا مدرک، بلکه تشویق به خود علم و معرفت.
    • + تایید توانایی­‌های دانشجو، چرا که دانشگاه همه توانایی­‌های او را مورد توجه قرار نمی­‌دهد. برقرار نگاه داشتن عزت نفس او و تامین پشتگرمی و دل­گرمی. شجاع کردن او برای مقابله با مشکلات از راه تلاش و کسب مهارت­ های تحصیلی.
    • + تشویق فرزندان به استفاده از مشاوره تحصیلی یا شرکت در دوره­‌های مهارت تحصیلی.

۲- نقش مرکز مشاوره

مرکز مشاوره می­ تواند در امور زیر بکوشد:

      • + ارتقای فضای انسانی دانشکده­ ها برای دانشجویان سال اول، به عنوان مثال از طریق آگاه­‌سازی اساتید به نقش خود در این زمینه.
      • + آگاه سازی دانشجویان از روال آموزشی دشواری که در سال اول با آن مواجه خواهند شد، و این که باید برای کسب چه مهارت­‌هایی آمادگی داشته باشند. این آگاه­ سازی می­ تواند از طریق حضور مرکز مشاوره در جلسات معارفه، توزیع بروشورها و کارگاه­های مختص دانشجویان سال اول انجام پذیرد.
      • + برگزاری دوره­‌های ارتقای “مهارت­ های تحصیلی” برای دانشجویان سال اول و در صورت امکان گنجاندن سرفصل­ های مربوطه در دروس اجباری “آشنایی با رشته”  یا مهارت­ های زندگی که در سال اول برای دانشجویان ارائه می­ گردد.
      • + برگزاری دوره‌­های افزایش مهارت­ های تحصیلی برای دانشجویان مشروطی در هماهنگی با آموزش دانشگاه.
      • + بررسی منظم نمرات دانشجویان در همکاری با اداره آموزش و دعوت از دانشجویانی که سیر نزولی در نمرات آن­ها تشخیص داده می­ شود.
      • + همکاری نزدیک با خانواده دانشجویان، درک علل افت تحصیلی و آگاه­سازی آنان از نوع نیاز­های فرزندان و راه­ حل­ های مناسب برای رسیدگی به آنان.

۳- نقش دانشکده

موارد زیر می­ تواند توسط دانشکده اجرا گردد تا ضمن پیش گیری از مشکلات سال اول، فرایند اتصال دانشجو به دانشکده و خودیابی او در محیط جدید تسهیل گردد:

  • + برگزاری دروس پایه در دانشکده.
  • + برگزاری دوره­ های آشنایی با رشته، توسط اساتید با محبت و پرحوصله.
  • + ایجاد فرصت­ های فعالیت علمی گروهی برای دانشجویان سال اول مانند اردوهای کشف نیازهای صنعت، بازدیدهای علمی و مسابقات علمی.
  • + ایجاد فرصت­ هایی در خارج از کلاس برای اتصال اساتید و دانشجویان، به خصوص در فضایی معنوی، مانند جلسات گفت و گو، افطاری، اردوهای زیارتی و…
  • + اجتناب از پیچیدگی نامعقول در امتحانات و مجال دادن به خلاقیت­ ها در قالب پروژه­ های صنعتی و کار گروهی.
  • + همکاری و هماهنگی با مرکز مشاوره به منظور حمایت از دانشجویانی که دچار چالش­‌های سال اول هستند.

جمع­ بندی

در این مقاله کوشش شد مجموعه عواملی که دانشجویان سال اول را در شکل­‌گیری احساس تعلق خاطر و سازگاری با محیط آموزشی و پویایی در آن با چالش مواجه می­ سازد، بر اساس مشاهدات ثبت شده، مطالعات موردی و نظرات به دست آمده از دانشجویان بررسی گردد. عوامل به دو دسته سازگاری و هدفمندی تقسیم شدند. در سازگاری با محیط نیازهای روانی متعددی وجود دارد که می­ تواند مبنای تشخیص سلامت (گرما، پویایی، انگیزش) یا عدم سلامت فضای انسانی (سردی، خشکی و رخوت) دانشکده باشد. برخی از عوامل مختلف مرتبط با این نیازها در دانشکده شناسایی و عرضه گردید.  در خصوص هدفمندی، اهمیت آن و عوامل موثر بر آن در دانشکده بحث شد و نقش هدف و بینش شخصی دانشجو به عنوان عاملی که نقش مخرب بسیاری از عوامل دشوار دیگر را بر سلامت روان دانشجویان بی­‌اثر می سازد مورد بحث قرار گرفت. مشخص است که دانشجویانی که از ابتدای ورود به دانشگاه دارای هدف بسیار مهمی در ذهن خود بوده­‌اند و دانشگاه را نه مقصد (و محلی برای مطرح شدن خود به عنوان هدف) بلکه بخشی از راه به سوی هدفی بزرگ­تر و آرمانی­‌تر می­ بینند، دچار سیر کاهش اعتماد به نفس نمی­ شوند. به عنوان مثال دانشجویی را در نظر بگیریم که مصمم است با درس خواندن در رشته کشاورزی به روستای پدری بازگردد و زراعت پدر را با مبانی علمی گسترش دهد و با تأسیس دفتری، کشاورزی منطقه خود را متحول سازد. چنین اهدافی که به حفظ سلامت روان و مقاومت در سختی­ ها منجر می­ شوند معمولاً شفاف و عینی و برخاسته از یک جهان­ بینی ارزشی و مسئولانه هستند. نهایتاً راهکارهایی برای یاری رسانی به دانشجویان سال اول توسط خانواده­‌ها، اساتید و دانشکده­‌ها و نهادهای حمایتی دانشگاه مانند مراکز مشاوره ارائه گردید.

 

مراجع

بهرام جوکار، محمدآقا دلاورپور، “رابطه تعلل ورزی آموزشی با اهداف پیشرفت”، فصل­نامه اندیشه­‌های نوین تربیتی، دوره ۳، شماره ۳و ۴، پاییز ۱۳۸۶، صص ۶۱- ۸۰.

گیتی خوشدل، ترجمه از: دوآن شولتس ، روانشناسی کمال (الگوهای شخصیت سالم)، نشر پیکان، ۱۳۸۷.

عبدالزهرا نعامی، “رابطه بین کیفیت تجارب یادگیری با فرسودگی تحصیلی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه شهید چمران اهواز”، فصل­نامه مطالعات روان­شناختی، دوره ۵، شماره ۳، پاییز ۱۳۸۸. صص۱۱۷-۱۳۴.

نوری ربابه، در “خانواده و دانشجو”، دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم، زمستان ۱۳۸۹.

J. Feist, G. J. Feist, “Theories of Personality”, McGrawHil, 2009, p.380.

 

 Abstract                                                                                          چکیده لاتین

First year students, the so called freshmen, might experience drastic changes both within themselves and in their environment. Every change can be a source of stress, and the high importance attached to academic success by the society and family adds to the criticality and emotional load of the first days. These days play a crucial role in the students’ attachment, adapting and self-concept within their new environment. We know that student achievement is very much dependent on  the level of adaptation to this new environment. As a result, if the university and academic achievement are of high priority for the student, every failure in academic terms can be unconsciously extended to a feeling of failure in life, with considerable psychological consequences. This paper tries to summarize, from a psychological health viewpoint, some of the common visions in 1st year university students and the different factors involved in their attachment to their new environment. These factors have been identified through analyzing long-term observations and student opinions. Discussions have been provided and relevant measures to improve the conditions have been suggested. The viewpoints disclosed in this paper can help professors and advisors to appreciate the emotional states of their students.


[1] Growth Psychology

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تلاش علمی خستگی‌ناپذیر

استاد ساویز کار تخصصی خود را در رشته مهندسی آغاز کردند و پیشینه موفقی شامل بیش از بیست و پنج سال مدیریت تولید ماشین آلات صنعتی در کشور دارند. همزمان با توجه به گرایش عمیق به مطالعات انسانی، تحصیلات خود را در حوزه جامعه شناسی و سپس روانشناسی دنبال کردند. در فاصله سالهای 1386 تا 1390 عهده دار مدیریت مرکز مشاوره دانشگاه علم و صنعت و نیز مشاور دانشکده مهندسی برق در ارتقای فضای انسانی و پیشرفت علمی بوده و امروز ضمن ادامه تحقیقات خود، به عنوان مشاور اجتماعی معاونت فرهنگی دانشگاه به اجرای طرح هایی برای رشد پویایی و انگیزه علمی و سلامت دانشجویان مشغول هستند. علائق تحقیقاتی ایشان در حال حاضر در حوزه روانشناسی خانواده ، و روانشناسی اجتماعی و محیطی با تکیه بر محیط‌های آموزشی و فضای انسانی دانشکده ها و ارتباط ساختار و کیفیت آن ها با انگیزش و سلامت فراگیرندگان است. ایشان هرروزه سهم مهمی از وقت خود را به مطالعه و ارائه مشاوره اختصاص می دهند.